« كبك نشديم كلاغى هم از يادمان رفت ! فرض بفرماييد امروز بندگان اعليحضرت شاهنشاهى » « بميل خاطر و كمال رضايت به اين مملكت دستخط آزادى كامل مرحمت بفرمايد و به شخص » پ 22 ناصر الملك « محترم مقدس حضرت مستطاب » « حجة الاسلام عالى امر شود مجلس » « مبعوثان تشكيل بدهيد چه خواهيد كرد » « اقلا هزار نفر آدم كامل بصير بمقتضاى » « عصر آگاه از حقوق ملل و دول لازم » « داريد تا اين يك مجلس تشكيل يابد » « حالا ساير شعب و ادارات كه همه مربوط » « بهم است و اجزاى عالم لازم دارد » « بماند استدعا ميكنم از روى بيطرفى » « و بيغرضى چنانچه شيوهء طبيعى حضرت » « عالى است نه از روى طرفدارى » « و خاطرخواهى دويست نفر آنطور آدم » « براى بنده بشماريد اما اين را هم » « فراموش نفرماييد اگر كسى تمام » « اشعار عرب و عجم را از حفظ داشته » « باشد و براى فهميدن كلماتش شخص » « محتاج بفرهنگ و قاموس باشد و تمام » « لغاتش از مقامات حريرى باشد براى عضويت آن مجلس كافى و قابل نيست بلكه اشخاصى بايد » « باشند كه وقتى از ايشان بپرسند چه جهت دارد كه روزبروز پول ما در تنزل است و حال آنكه » « نقرهاش كه از نقره فرانك و مارك و شلينگ و ين و روپيه بيشتر بار ندارد صحيحش را بگويد » « و چارهاش را هم بداند يا ساير شعبات سياسى و مالياتى و تجارتى و فلاحتى و نظامى » « آنچه امروز به كار زندگى و ترقى يك ملتى مىخورد همه را بتواند بمطرح مذاكره و حل » « و عقد بياورد گمان بلكه يقينم اينست و بر صحتش قسم ميخورم كه اگر از روى انصاف » « بخواهيد انتخاب بفرماييد در تمام ايران يك صد نفر نميتوانيد پيدا كنيد پس براى چه » « فرياد ميكنيد ؟ . . براى كه سنگ به سينه ميزنيد ؟ . . خوب نتيجه اين درازنفسىهاى بنده » « چه شد و مقصود بنده چه چيز است ؟ مقصودم اينست كه حضرت عالى را از اين اقدامات » « غيورانه كه خير و سعادت و افتخار ملت منحصر به نتيجهء آن است بازدارم ؟ نه و اللّه مقصودم » « اين است كه طرفدارى تملقآميزى از دولتيان بكنم ؟ نه باللّه - بلكه ميخواهم اين اقدامات » « از راه صحيح باشد كه منتج نتيجهء صحيح بشود در اين صورت اگر اجازه بدهيد راهش را » « عرض ميكنم به شرط آنكه از روى دقت و انصاف در آن غور بفرماييد آيا اين مسئله يقين »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٩٢