تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمهء ناشر 3

مساهمون:

صمقدمهء ناشر ٣
بسم اللّه الرحمن الرحيم

مقدمهء ناشر

گرچه بيش از 78 سال از انقلاب مشروطيت نمىگذرد با اين وجود هيچ واقعه‌اى مانند آن با جعل و تحريف و ابهام روبرو نبوده است . علت آن را بايد در سيطرهء غربزدگى بر فرهنگ و تفكر كشورمان دانست كه مشروطه زدگى وجه غالب سياسى آن است . همهء نويسندگان و مورخانى كه به نقل آن واقعه ( مشروطيت ) پرداخته‌اند از آن‌رو كه خود در سلك مشروطه‌خواهان بوده و يا تعلق فكرى و سياسى به آن دوره داشته‌اند به تعريف و تمجيد از مشروطه‌خواهان برخاسته و مخالفان آن را همگى در يك صف قرار داده و با چماق اتهام ، آنها را مسؤول همهء پيامدهاى ناگوار مشروطيت دانسته‌اند . « تاريخ مشروطه ايران » كسروى از اين امر مستثنى نيست و اين عيب كلى ( مشروطه‌زدگى ) در سرتاسرش ديده مىشود . اما امتياز كتاب آن است كه نويسنده كوشيده است تا مشاهدات و مسموعات خويش را در هنگام انقلاب كه جوان بالغى بوده و در جريان كامل اخبار و رويدادهاى دومين كانون انقلاب ( تبريز ) قرار داشته و بسيارى از سران انقلابى آذربايجان را از نزديك مىشناخته و به رفتار و كردار آنان و سهم هريك در پيشبرد انقلاب واقف بوده ، در كتابش بياورد ؛ هرچند كه در مواردى از راه صواب منحرف شده و به نقل شايعات پرداخته است بدون آنكه در كشف صحت و سقم آنها كاوش نمايد . ارزش تاريخى كتاب در نقل اين رويدادهاست . اما چون نويسنده در جريان مشروطيت و پس از آن تا سالها در تبريز بوده ، از حوادث و رويدادهايى كه در تهران و مركز انقلاب مىگذشته اطلاع درستى نداشته و در نقل رويدادهاى پايتخت از كتاب « تاريخ بيدارى ايرانيان » ناظم الاسلام كرمانى سود جسته است . اين بىاطلاعى سبب شده تا رويدادهاى تهران را بدون ذكر جزئيات و فرازهاى حساس آن را به اختصار برگزار كند و در عوض به تفصيل رويدادهاى آذربايجان بپردازد . اين ، يكى از عيوب عمدهء كتاب است كه بعدا بدان خواهيم پرداخت . اگر مورخ را به معناى صاحب ديد و فلسفه خاص تاريخى بدانيم ، كسروى بدون شك مورخ نيست زيرا بر اين كتاب نگرش و فلسفه تاريخى خاصى حاكم نيست و اگر غرض از مورخ شخصى مطلع از حوادث و رويدادهاى سياسى يك دوره باشد باز او را نمىتوان مورخ دانست ، زيرا وى از حوادث و جريانات سياسى مهمى ( مانند قراردادهاى رويتر و لاتارى و تشكيل