و تلگرافهاى پياپى بدولت و علماء فرستادند . نيز تلگرافى بمحمد عليميرزاى وليعهد نوشتند .
در اينهنگام شعاع السلطنه باروپا رفته ، ولى كاركنان او همچنان ديههاى مردم را از دستشان ميگرفتند و سختى بيشتر مينمودند . در نتيجهء دادخواهى و ايستادگى مردم ، شاه شعاع السلطنه را از حكمرانى فارس برداشت ، و علاء الدوله را بجاى او ، بحكمرانى فرستاد ، ولى ديههاى مردم را باز ندادند و كوشندگان همين را عنوان ديگرى براى بدگويى از دولت و شورانيدن مردم ، گرفتند .
پ 20 حاجى ميرزا حسن رشديه پس از آن آگاهى از آشوب مشهد رسيد . چگونگى اين بوده : حاجى محمد حسن نامى ، نان و گوشت شهر را به « كونترات » برداشته و بهاى آنها را بسيار گران گردانيده بود .
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٣