تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
آنها را نموده و از آن پس اتابك اعظم از سراى برآمده سربازان نيز از در پوزش و عذرخواهى درآمدند . اتابك اعظم در حضرت ملك الملوك عجم جبين ضراعت بر خاك سوده سربازان نادان را شفاعت نمود . چون وزير لشكر در انجام اين خدمت نهايت اهتمام را به عمل آورد ، اعتماد الدولهء شاهنشاه ستاره حشم و مؤتمن و محرم اتابك اعظم آمد . چون باعث و مصدر اين قيل و قال آقا بهرام خواجه امير ديوانخانه و اسماعيل خان فراشباشى بود ، آن يك اخراج بلد و مأمور بتوقف كرمانشاهان و اين يك را به تسليم پنجاه هزار تومان ترجمان از شاهنشاه معدلت توأمان امر و مقرر گرديد . حاجى على خان فراشباشى شد . در عشر آخر ربيع الاول اميرزاده اردشير ميرزا به ايالت و دارائى لرستان و خوزستان ، و سليمانخان سهام الدوله برادرزادهء منوچهر خان معتمد الدوله به امارت لشكر و وزارت آن كشور مأمور گرديدند . با پنج فوج پياده نظام و يك فوج سواره و هشت عراده توپ و قورخانه به انتظام آن سامان از راه كمره و خوانسار و گلپايگان روان شدند . مفسدين و قاطعان طريق شقاوت رفيق معبر را تأديب و سياستى بسزا نموده ، بعضى را مقتول و برخى را مأسور مغلولا به درگاه معدلت دستور فرستادند . قلعهء اروجن كه آن شياطين رهزن را معقل و مسكن بود منهدم بل منعدم نموده عازم ساير محلات متعلقه به خود شدند .

ذكر حقايق اخبار فتح قلعهء طبرسى و قلع بابيهء بد آئين « فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ » *

چون از ساختن قلعهء طبرسى شاهنشاه اسلام را غوررسى لازم بود ، حكم محكم به اعاظم و اعيان مازندران شرف صدور يافت كه به هدم بنيان قلعه و بانيان آن پردازند . پس از اطلاع اهالى مازندران از فرمان قضا جريان ، نخست آقا عبد اللّه هزار جريبى با جمعيتى از هزار جريب و سارى و علىآبادى به حوالى قلعه آمد . سنگر محقرى از چوب و علف ، مرتب ساخته چند نفر تفنگچى از جماعت كودار بمحافظت تعيين نموده شب بقريهء اقرا ، رفت كه فردا مراجعت نموده به استعداد اسباب محاصره و منازعه اقدام نمايد . در همان شب ملا حسين بيدين چون خوكى سهمگين و پلنگى خشمناك بدون ترس و باك