يافت . ملا حسين نيز از شاهرود و بسطام به مازندران رسيد ، به اغوا و افساد اشتغال ورزيد .
در ايامى معدود قريب به سيصد نفر بطريقهء آن ملاعين رهسپر شدند . سعيد العلماء و ساير فقهاء مازندرانى در مقام محافظت خود برآمده ، كارگزاران دولت و عمال و سركردگان ولايت را ازين فتنه و غوايت اطلاع دادند . چون از امناء دولت در دفع و رفع ايشان مسامحتى رفت ، آن گروه از بارفروش به سواد كوه شدند . بعد از آن كه احتشام الدوله از مازندران عزيمت به طهران نمود مجدد به بارفروش مراجعت كردند . عباسقلى خان لاريجانى سيصد نفر تفنگچى با محمد بيك ياور را بدفع آن گروه شقاوت اثر فرستاد . حين ورود مقابله و مقاتله روى نمود چند تن از پيروان باب طريق سقر پيمود ، و از لاريجانى نيز جمعى مجروح گرديد .
جماعت بابيه كاروانسراى سر ميدان را محل اقامت و مانع آفت خود نمودند . خود عباسقلى خان به بارفروش آمد ، طايفهء ضالّه از خان بعهد و پيمان طالب خروج از مازندران شدند ؛ عباسقلى خان رضا داد ، آنان از بارفروش به علىآباد آمدند . خسرو بيك علىآبادى دل به اخذ اموال ايشان نهاد ، راه عبور بر آنها بسته از طرفين مستعد مبارزت و مقاتلت شدند . خسرو بيك بدرجهء شهادت رسيد . ملا حسين از خروج مازندران نادم گرديد . بمدفن شيخ طبرسى آمده رحل اقامت انداخت ، بساختن قلعهء حصين و بروجى مشيّد و خندقى عميق و خاكريزى متين پرداخت . چند روزى بحمل آذوقه و تدارك سيورسات ، اوقات خويش را مصروف نمود . آنگاه در مقام احتشاد لشكر و اجتماع معين و ياور برآمده عوام الناس چون در ضلالت متابع نسناسند ، جمعى از خواص و عوام به تباعت و مطاوعت او مايل شدند . هريك از سران آن اشقيا را به اسم يكى از ائمه يا انبيا مسمى مينمود ، بحكومت و فرمانروائى يكى از ممالك ربع مسكون نامزد ميفرمود . بقيهء احوال و خاتمهء حال آن گروه خسران مآل در وقايع سال دوم جلوس همايون از مساعدت بخت مأمول است .
در عشر اول ذيحجهء اين سال حاجى ميرزا آقاسى كه مجاور بقعهء امامزادهء لازم - التعظيم شاهزاده عبد العظيم بود ، بر حسب رخصت و اجازت امناء دولت مسافرت به اراضى
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص٥٨