راه فرار پيمود ، ديّارى پايدار نيامد . در اين اثنا ملا حسين نيز خود را بميدان كارزار رسانيد . ميرزا كريمخان اشرفى و آقا محمد حسن لاريجانى با معدودى از تفنگچى كه در پناه سنگرى محصور و مستور بودند از روشنائى آتش لشكرگاه كه افروختهء آن طايفهء گمراه بود ؛ ملا حسين كه عمامهء سبز بر سر داشت مشهود ايشان گرديد . ميرزا كريمخان تفنگى به جانب آن انداخت بر سينهء پركينهء آن آمد . آقا محمد حسن بگلولهء ديگر شكمش را مجروح ساخت . آن قايد ارباب ضلالت به طريق استعجال به سمت قلعه اقبال نمود . ديگران نيز سالك طريق متابعت شده به قلعه درآمدند . در اين هنگام سپيدهء صبح صادق دميد ، ميرزا كريمخان به اذان بامداد اقامت كرد . عباسقلى خان لاريجانى با دو سه نفر از سركردگان و قليل تفنگچى كه به حربگاه بودند ، طريق مراجعت پيمودند . هشتاد نفر از ملاحدهء بابيهء مقتول را سربريده ، سر خويش گرفتند و راه منازل در پيش ، ملا حسين بعد از دخول به قلعه به اندرز متابعان و نصيحت پيروان و تحريص ايشان به متابعت و اطاعت حاجى محمد على زبان گشوده پس از اداء مزخرفات و خرافات چند . عبد اللّه وصاف :
جانش يكى عطسه داد و روح بپرداخت * هم ملكالموت گفت يلعنك اللّه
جسد پليدش را در بن ديوار مقبرهء شيخ طبرسى با شمشير و لباس مدفون كردند . از آنسو اميرزاده مهديقلى ميرزا با لشكرى جرّار بعزم پيكار عازم قلعهء طبرسى بود . در اثناء طريق از اين هنگامه استحضار حاصل نمود . بمقتضاى حزم چهار روز در قريهء كياكلا رحل اقامت افكند . پس از احتشاد و استعداد زياد روى به قلعه نهاد ، عباس قلى خان لاريجانى نيز به دو پيوست . اطراف را سنگرهاى مستحكم حصين ترتيب داده بحفر مارپيچ و افراشتن بروج مشيّد عالى اقدام نمودند . چهار عراده توپ و خمپاره بر اطراف قلعه بسته گلوله و ساچمه چون تگرگ باريدن گرفت . بابيه از قلعه خارج و در خاكريز نقبى چند كه ترتيب داده بودند جاى گرفته به مدافعه مشغول شدند .
در اين مجادله طهماسب قليخان و جعفر قليخان مازندرانى به درجهء شهادت فايز گرديدند . لاجرم اين مجادلت و مقاتلت به دورودراز كشيد و زمان محاصره به طول انجاميد . سليمان خان افشار از جانب شهريار تاجدار بتهديد سركردگان و نويد