خود گذاشت . شهاب الملك پس از ورود چون به خيال ناخدائى آن فلك بود ، نظم ولايت را موقوف به ايام حكومت نمود . چون امناى دولت را از اين حركت ثانوى اطلاع حاصل آمد به دربار معدلت مدارش احضار ، جرمش به تسليم مبلغى درهم و دينار معفّو آمد ولى از درجهء عزت و اعتبار ساقط گرديد . ايالت دار الامان كرمان به اميرزاده طهماسب ميرزا مؤيد الدوله كه به ادب و دانش و تمكين و وقار مسلّم اهل روزگار است مفوض گرديد . پس از طى مسافت و وصول به محل اقامت در اندك مدت اختلالات كثيرهء ايام فترت را تماما رفع ، اشرار و مفسدين را به ازعاج بلد يا حبس مؤبد دفع فرمود . به انتظام مملكت و انجام لوازم حكومت مشغول گرديد . هم در اين سال نيكو مآل اميرزاده بهرام ميرزا معز الدوله ، كه به فضل و تقوى معروف و بحلم و بردبارى موصوف است به حكمرانى و ميرزا فضل اللّه نصير الملك به پيشكارى مملكت فارس عزّ و اختصاص يافتند با محمد على خان ايلخانى قشقائى كه چندى متوقف دار الخلافه و ملتزم ركاب ميبود و يكصد نفر سوارهء طالش ، بيست و چهارم ذيحجه از دار الخلافه حركت ، نهم صفر المظفر سال هزار و دويست و شصت و پنج بالخير و الظفر وارد شيراز ، كمال ملاطفت و ملايمت باعمال و رعيت بظهور رسانيد . فى الجمله انقلاب زمان فترت را مرتفع گردانيد . عزيز خان سرهنگ با فوج چهارم تبريزى حسب الاحضار عازم دربار معدلت مدار شد .
حسينخان نظام الدوله كماكان محبوس آمد .
ذكر حقايق اخبار ظهور فئهء باغيهء بابيه در ايران و تدمير آن جماعت بيدين « أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ »
هنگاميكه ميرزا على محمد باب در شيراز حسب الحكم حسينخان نظام الدوله محبوس دارغهء آنجا مىبود ، ملا حسين بشرويه كه يكى از طلاب علوم رسميه بود آن را ملاقات نمود بهواى رياست مزخرفاتش را قبول ، دعوتش را اجابت كرد . ميرزا على محمد آن را بدعوت اهالى عراق و خراسان مأمور ساخت . مشار اليه به اصفهان آمد و در آنجا ملا محمد تقى نام هراتى الاصل كه ساكن اصفهان بود و از فقاهت بهرهاى داشت آن را بدمدمه و فسون به اطاعت باب ملعون بيرون آورد . از اصفهان به كاشان گرائيد ميرزا