در حركت آمد . چون ارك نيشابور از به دو فتور امور خراسان الى حال همچنان از جانب حشمة الدوله به تصرف امام ورديخان بيات ، و ديگرى را در آنجا مداخلت نداده بود مشار اليه به استقبال آمد . از فوج قراجه داغى جمعى به محافظت قلعهء نيشابور مأمور گرديد .
وقايع متفرقهء واقعه در اين سال مأموريت ميرزا جعفر خان مشير الدوله است به جانب بغداد كه با وكلاء دول ثلاثه متحابه ، روس و انگليس و حدود و ثغور و سنور دولتين فخيمتين اسلام را مشخص نمايند . مشار اليه روز چهاردهم ذيحجه از تبريز حركت و در تقديمات مرجوعه از دولت مشغول گشت . ديگر در شهر قزوين زنى ملقب به « قرة العين » سر به شور و شر برآورده چون سجاح بنت اشعث * مسيلمه طلب گرديد . اين زن « زرّينه تاج » نام ، صبيهء اشرف الحاج ملا صالح كه يكى از علماء اعلام است مىبود . در خانهء ملا محمد تقى مجتهد معروف اوقات خويش مصروف مىداشت ، با وجود حسن و جمال و غنج و دلال ، در علوم معقول و منقول به حد كمال بود . مزخرفات ميرزا على محمد را شنيده به تسويلات شيطانى مايل به مشتهيات نفسانى گرديد . بيحجاب با اصحاب و پيروان آن ضلالت مآب مصاحبت و مجالست ميكرد ، به تعليم و ارشاد آن گروه ، بضلالت و فساد مىپرداخت . عم بزرگوارش را چون از گزارش اطلاع حاصل آمد در مقام ممانعت برآمد ، حسب الامر آن ملعونه هنگام نماز صبح در مسجد بدرجهء شهادت رسيد . خود آن ملعونه نيز با جمعى از پيروان بىدين همآئين از قزوين مسافرت كرد .
چنانچه حالات خسارت مآلش عنقريب مرقوم خواهد گرديد . و در همين سال خيريّت مآل حكومت مازندران به اميرزادهء مهديقلى ميرزا تفويض رفت .
ذكر حقايق اخبار حكومت و ايالت برخى از اميرزادگان در بعضى از ممالك محروسهء ايران ، بر حسب مشيت قادر مجيد « إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ
»
هنگام حركت موكب فيروزى كوكب از تبريز فرحانگيز ، اميرزاده خانلر ميرزا احتشام الدوله بحكمرانى طبرستان مشغولى داشت ، بعد از استماع اين خبر بعزم تقبيل سدّه سنيه رهسپر گرديده ، در حوالى قزوين شرفياب حضور مهر ظهور شد . ورود