گرفتار ، مابقى چون سالارشان طريق فرار پيمودند . حسام السلطنه به تسخير قلعهء جغتاى نپرداخته تصرف آققلعه را وجههء همت ساخت اگر چه قلعه در غايت استحكام بود ولى به جهت عدم آذوقه و سرب و باروت مستحفظينش طالب امان شدند ، قلعه به تصرف آمد .
قلعهء جغتاى نيز بعد از اطمينان اهالى مفتوح گشت . سليمان آقا فرارا به سالار پيوست ابراهيم خان قاجار سپانلو به محارست قلعه مأمور شد . لشكر ظفر شعار مرة بعد اخرى بعزم تسخير سبزوار رهسپار گرديد . پس از ورود قلعهء خسرو گرد نيمفرسنگى شهر را معسكر نمود ؛ از جانب دار الخلافه يحيى خان تبريزى با قدرى سواره و سه عراده توپ و قدرى وجه نقد و چند دست خلاع فاخر به اردو آمد عريضهء جعفر قليخان حاكم ترشيز مشتمل بر فرمانبردارى و اطاعت كه به حسام السلطنه عرض نموده بود ، ملحوظ افتاد . و همچنين از اهالى تربت استدعا رفت كه اسكندر خان سردار قاجار كه سابق مدتى حكومت آنجا را داشت به آن صوب رود ، حسب الاستدعاى ايشان اسكندر خان با شش عراده توپ و جمعيتى شايسته به آن سامان مأمور گرديد . مشار اليه از راه ترشيز عازم تربت گشت در قلعهء ترشيز مستحفظ و ساخلو معين نموده به تربت گرائيد . حسام السلطنه از خسرو گرد به ظاهر سبزوار آمد ، به ترتيب سنگر و باستيان و حفر مارپيچ و انباشتن خندق امر نمود چون مستحفظ ارك سبزوار حسب الامر سالار مصطفى قليخان و سرباز تربتى بود ، اين هنگام كه از تسخير تربت و اطاعت اهالى آنجا به دولت مطلع گشت از در اطاعت درآمد .
حسب الاخبار مشار اليه ، فرج اللّه خان با فوج عرب روز چهاردهم ربيع الثانى سال هزار و دويست و شصت و پنج ، ارك را بحيطهء تصرف آوردند . امير اصلانخان بعد از اطلاع بعزم فرار به دروازه آمد ، در را بسته ديد ، قفل را شكسته ، بيرون شد . سر خويشتن گرفت و راه نيشابور در پيش . ميرزا محمد خان برادر سالار و شاهزاده محمد يوسف هراتى و سليمان آقاى قليچى با برخى از اعاظم سبزوار چون مجال فرار نيافتند در يكى از مساجد معتكف شدند . حسب الامر حسام السلطنه ، يحيى خان تبريزى آنها را مغلولا به دار الخلافه آورد . پس از انتظام مهام سبزوار ، روز بيستم ربيع الثانى لشكر نصرت اثر به سمت نيشابور
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص٥٣