تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
پادشاه مبرور محمد شاه با ابو الفيض خان برادرش در دار الخلافه بسر ميبرد . يك روز بعد از ارتحال ، پادشاه بيهمال با برادر به طريق استعجال طريق خراسان و خبوشان پيش گرفت . چون به سبزوار رسيد هنگامهء انقلاب خراسان را شنيد به صوب نردين گرائيد . چند روزى در منزل محمد حسنخان نردينى بسر رسانيد . از آنجا به ميان طايفهء زعفرانلو آمد . چون كاظمخان خلج از جانب حشمة الدوله در بوزنجرد بود و تا حال در آنجا اقامت داشت ، آدمى نزد مشار اليه فرستاد آن را از اطاعت خود به حشمة الدوله اطلاع داد . از آنجا به خبوشان رفت ؛ با سليمانخان دره جزى ممهد و در اعانت حشمة الدوله و خدمت به دولت متفق شده عزيمت به سمت ارض اقدس نمودند . چون يك دو منزل به سمت مشهد مقدس طى مسافت شد ، كاظمخان خلج با يك فوج سرباز و دو عراده توپ كه به اغوا و تحريص حيدر قليخان عازم خدمت‌گزارى سالار بود به آن حوالى رسيد . نسبت به سامخان به نامه و پيغام اظهار مودت و التيام نموده روانهء ارض اقدس شد و به اتفاق سالار و اشرار شعار خلاف و ادبار ظاهر ساخت . سامخان تا هنگام ورود حسام السلطنه به آن سامان و ادبار و خبوشان متوقف بود ، عواقب كارها را نگران مىبود .

مأموريت حاجى نور محمد خان قاجار و سليمانخان افشار به استمالت سالار و ساير خوانين مخالفت شعار

عشر اول ذيحجة الحرام اخبار اختلال خراسان و عزيمت حشمة الدوله به جانب هرات به صوابديد يار محمد خان و طغيان سالار و جعفر قليخان مفصل و مشروح به دار الخلافه رسيد . اتابك اعظم چنان مصلحت ديد كه در به دو امر از در استمالت درآيد و متمردين را از عنايات خديوانه اميدوار نمايد ، باشد كه قبل از احتشاد لشكر و اعتداد سپاه از طريقهء عصيان مايل گردند ، و بر منهاج بندگى و اطاعت گرايند . لهذا حاجى نور محمد خان كه عم سالار و از اعاظم چاكران دربار بود با سليمانخان افشار كه مردى كاردان و ذو فنون و با نيرنگ و فسونست برگزيد ، و به اين خدمت مأمور گردانيد .
فرستاده بايد كه دانا بود * به كشتن دلير و توانا بود فرستاده بايد فرستاده‌اى * درون پر ز مكر و برون ساده‌اى