و آشكار است ، كه بدون آفت به اراقت دماء ، به همان عزل از منصب و انزوا ، اكتفا مىفرمايند .
حين فراغت خامهء مشكين ختامه از تحرير اين فصل ، شخصى از اكابر معاصر كه به فحواى
« إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ »
آن را دانا و شاعر مىدانستم ، حاضر آمد . پس از امعان نظر ايرادى بخاطر آورد ، كه آن مقدمهء بين اتابك اعظم را به اين بيان تباين تمام است .
گفتم : اى ظاهر بين ! اولا آنكه جان بخشد اگر بكشد رواست . ثانى حكم بر اغلب معلوم و « النادر كالمعدوم » منت خداى را كه اطراف مملكتش از آلايش مكاره پاك است ، و معاندين اجلاف مخذول و اندوهناك ، قواعد پسنديدهاش دستور العمل عامهء جهانيان ، طريقهء رعيتپرورى و قوانين حميدهاش كارنامهء پادشاهان ذى شان تواند بود ، چنان كه هيچيك از وزراء و كارگزاران دولت ، استقلال و مكنت آن را نبود ، كه بى - مراجعت به آن حضرت ، بر اتمام ادنى مصلحتى جسارت رود ، معظم امور سلطنت ، رفع ظلمه و مستأكله ، و امنيت طرق و شوارع است . المنّة للّه تقدس و تعالى ، در اين زمان مبارك كه محسود جميع ازمنه خواهد بود ، عموم اهالى ايران را به سايهء دولت و پيرايهء تربيتش از نحوست مريخستم ، و زحل قبحشيم ، صيانت است . و وجود سارق و قطاع الطريق افسانه و حكايت :
ز عدل كامل خسرو ز أمن شامل سلطان * تذرو كبك و گور و مور ، خوش گشتند در كيهان
يكى همخانهء شاهين دوم همخوابهء طغرل * سه ديگر مونس ضيغم چهارم محرم ثعبان
احيانا اگر در انحاء مملكت ايذاء و اضرار ، و جورى از موجودى در وجود آيد ، مراتب را به عرض باريافتگان درگاه رسانند ، كننده را هم در عاجل كفايت آن به وى عايد و شربت مكافات چشانند .
چنانچه در چهار سال قبل ، كه اول نوبت وزارت و حكمرانى ميرزا شفيع تويسركانى