در ايام اين دولت جاويدان كه عيد ارباب ايقان ، و وعيد بدكيشان است ، حق تعالى در كار بندگان خود نظر عنايت فرموده ، عرصهء مملكت ايران را از شرّ و شور و فتنه و فتور ايمن ، و جميع خلايق را در اماكن خود از سر فراغبال و رفاهحال ، در سايهء معدلت اين سايهء ذو الجلال ساكن و متمكن گردانيده ، از زمانىكه منشى عنايت رحمانى منشور
« إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ »
بنام همايون اين سلطان انشاء ، و كاتب رحمت يزدانى آيهء
« وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا »
صغراى يرليغ شاهنشاهى او فرموده ، الى يومنا هذا ، اركان كاخ دولتش منصوص
« كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ »
است . و ساحت عرصهء سلطنتش به صفت
« وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً »
مخصوص ، با وجود عهد شباب و جمعيت اسباب ، كمتر از اوقات فرخنده ساعاتش ، به ملاعب و ملاهى گذشته ، بلكه بيشتر از روزگار سعادت آثارش ، بعد از فرايض و طاعات ، صرف غمخوارى جهان و جهانيان گشته ، از جملهء خيرات جارياتش هرساله مبالغ كليه ، در وجه طلاب علوم دينيه ، و ذريّهء حضرت خير البريه ، و بعضى از اشراف و اعيان كه به تصاريف زمان ، حالت پريشان دارند ، به طريق استمرار معين و برقرار است ، كه از نقد وجوه هرسال بازيافت ، مرفه و آسودهحال به دعاى دوام دولتش اشتغال دارند .
احداث عمارات عاليات ، از مدارس و بقاع الخير ، و منازل فرحبخش دلگشا ، و باغات و بساتين فردوسنما ، و چاپارخانه و قراولخانهها ، در همهء ممالك محروسهء ايران ، الحمد للّه و المنّه ، لا تعدّ و لا تحصى است . اشفاق و مرحمتش نسبت به عموم جهانيان ، خصوص ملازمان و چاكران ، و رعايت جانب ايشان بىمنتها ، اين شيوهء مرضيه را به نوعى مرعى و مسلوك مىدارند كه : هيچيك از ارباب سلطنت و اصحاب فتوت را دعوى برابرى با حضرتش به خاطر نمىآرند . چنانچه در تغييرات صدور و وزرا ، صادرات حالات سلاطين ماضى ، از سلطان آلب ارسلان سلجوقى با عميد الملك كندرى ، و عموم سلاطين صفويه و غيرهم تا خاقان عليين آشيان ، فتحعلى شاه با حاجى ابراهيم خان اعتماد الدولهء شيرازى ، در كمال بروز و ظهور ، وقوع سلوك اين ملك الملوك نيز واضح