تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
در دار العباد يزد ، و ثانى اشرف چوپانى بود . از حاجى احمد نام افشار 1 كه از معتبرين و اشراف تجار آن ديار است ، مبلغى گزاف كه به مرتبهء عشرات و آلاف مىرسيد ، مصادره نمود . پس از اشتهار چون مقام جحد و انكارى نبود ، اجتهادى نموده ، وجه جهاديه‌اش ناميد ، به دار الخلافه حمل داد . شهريار عدالت‌گستر ، چون از ماجرا مطلع و مستحضر آمد ، پس از مؤاخذهء شديد ، بدون زياده و نقصان ، به حاج مشار مسترد گردانيد . همچنين در عاشوراى محرم همين‌سال ، اميرزاده مؤيد الدّوله كه به حسن اخلاق و ملايمت ، خير الظلمه و شهرهء آفاق است ، در اين نوبت ثانى كه به حكمرانى آمد و از تيه اعتزال به مقر استقلال رسيد ، از حاجى زال بيگ نام ، كه يكى از ارباب تجارت هندوستان و ملك صيام است ، چند دانه چراغ بلور كه به لنتر مشهور است عاريه طلبيده ، حاجى مذكور بر خلاف جمهور مضايقه نمود ، برحسب اتفاق در اين حيص و بيص از ولد مشار اليه كه در بمبئى بود ، جسارتى مسموع افتاد . حاجى مشار اليه كه از مراودهء با همسايگان و امثال و اقران غير مأنوس و تحاشى داشت ، حسب الأمر در منزل فراشباشى محبوس گشت . روز چهارم محرم كه افتتاح اوامر و نواهى بود ، دو هزار و سيصد تومان جرمانه داد ، و رها شد . پس از ايامى معدود ، فرارا عازم دار الخلافه گرديد . متعلقاتش دوازده طاقه شال كشميرى و دو قاب ساعت نقره و طلا ، به تعاقبش به صحابت چاپار فرستادند . از قضاياى روزگار در منزل مقصود بيگ قمشهء اصفهان ، به چند نفر سوارهء بختيارى كه از احكام خويش فرارى و متوارى بودند ، دچار گشته به يغما بردند . « نايافته دم دو گوش گم كرد » خلاصه حاجى مزبور پس از ورود به دار الخلافه و استعانت و دادخواهى به دربار معدلت‌مدار ، شاهنشاهى كه غضبش قبول اطفا نمىكرد ، شعله‌ور ، محصلان غلاظ و شداد را در استرداد اموال منهوبهء مسروقهء وى فرستاد . مانند عقاب در طيران روان شدند . حين ورود بدون قبول عذر و تسويف ، به انضمام خدمتانه