تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
اول همين‌سال فرخ‌فال نيكومآل ، همچنانكه در ديباچهء اين نامه رقم زد كلك صداقت ختامه آمد ، اين بندهء ضعيف صداقت آيت ، به تأليف وقايع دولت جاويد عدّت مأمور گرديد . حين مأموريت قبل از انجام خدمت و بروز فدويت ، حضرت ثريّا منزلت ، جم مرتبت ، محض ظهور عنايت و مكرمت به عطاى خلعت مهر طلعت ، قرين اعزاز و افتخار و به لقب حقايق‌نگار سرافراز ، و از الطاف مستمره ، برقرار زمان مستقبل اميدوارم فرمود . ميرزا محمد تقى علىآبادى :
نديد ار ز محمود داناى طوس * ز بس وعده جز مكر و زرق و فسوس مرا شاه بىوعدهء دسترنج * به فرمود جاه و ببخشود گنج
شكر و سپاسى بىحدّ ، خداوند احد و صمد را كه از اقبال بىزوال خديو بيهمال ، زمانه مجال داد كه در عرض اين دوازده ماه ، وقايع چهارده سال دولت شاهنشاه اسلام پناه را ، با قلت بضاعت و عدم استطاعت و قابليت به معرض عرض رسانيد . للّه درّ من قال :
سخن چون ز داراى دنيا بود * اگر نظم اگر نثر زيبا بود و گرنه مرا طبع گويا نبود * اگر بود چندان توانا نبود
وقايع مستقبل به شرط حيات و خواست خداى عز و جل ، سال به سال در مجلد ديگر مرقوم خواهد آمد .
« وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
اگر چه به مفاد « من صنّف فقد استهدف » مورد اعتراض و ملامت خواهم گرديد ، ولى همچنانكه حكيم غزنوى را سليقه است ، مرا نيز طريقه خواهد بود . بيت
نخورم غم چو آل بو سفيان * نبودند از حديث من شادان چون ز من شد خداى من خشنود * مصطفى را ز من روان آسود مالك دوزخ ار شود غضبان * مرمرا زان غضب بگو چه زيان ؟
اطاعت امر اولو الامر ، در نگارش حقايق ، و صداقت راقع و رافع و حافظ هربليت و آفت ، انشاء اللّه خواهد گرديد .