آمده بود ، مورد الطاف و عنايت گرديد . تا اوايل شهر شوال كه بيست روز از اوايل بهار مىگذشت ، به حمد اللّه و المنّه ، تفاوت كلّى بهم رسانيد ، و زمان ابتلا به انتها انجاميد . چون زراعات شتوى به كمال رسيده در رسيد ، نايرهء آن محنت منطفى گشت .
ديگر چون ميرزا عنايت اللّه امين لشكر در اين سال به اميد عنايت خداوند منّان رو به سوى عالم جاويدان نهاد ، لهذا وجود چاكرى كافى و به كار آگاه ، و امينى كاردان و دولتخواه ، كه عارض همهء سپاه ، و لشكرنويسباشى درگاه جهانپناه باشد لازم افتاد . ميرزا ابو القاسم تفريشى مستوفى ديوان اعلى ، الملقب به معين الملك ، كه سيّدى جليل و متصف به صفات مذكوره بود . در اين هنگام به وزارت معز الدّوله و پيشكارى آذربايجان اقدام مىنمود ، رأى جهانآراى خديو معدلت توأمان اقتضا نمود كه مشار اليه را به رجوع اين خدمت سرافراز و قرين عنايت و اعزاز فرمايند . امر قدر قدر به احضار مشار اليه شرف اصدار يافت . پس از ورود به دربار شوكت نمود ، به رياست عارضين جنود مسعود مفتخر و مباهى ، و از بخت خود خرسند و خشنود گرديد .
ديگر در شهر شوال اين سال هلالى ، كه مطابق اردىبهشت ماه جلالى بود ، در ساعتى خالى از و بال ، و زمانى مبرّا از نكال ، به دولت و اقبال ، ايالت و فرمانفرمايى مملكت آذربايجان ، به غرّهء ناصيهء خلافت و قرّهء باصرهء سلطنت ، حضرت شاهنشاه ناصر الدين را معظم جهانبين ، شاهزادهء آزاده ، سلطان مظفّر الدين ميرزا ، مفوّض [ گرديد ] به اتابكى عزيز خان سردار كل و پيشكارى و وزارت ميرزا فتحعلى خان شيرازى صاحب ديوان ، شاهزادهء مؤيّد ذى شان روانهء آذربايجان شدند .
همچنين دار الملك طبرستان و جرجان به فرمانروايى درخشان اختر برج شهريارى ، و فروزانگوهر درج جهاندارى ، شاهزادهء عاقبت محمود ، سلطان مسعود ميرزا ، يمين الدوله شرافت يافت . حكومت دار الأيمان كاشان ، به عيسى خان قاجار دولوّ مرحمت گرديد . نوبت حكمرانى قزوين به علاوهء خمسه به امير اصلانخان مجد الدوله رسيد . ايالت كردستان به امان اللّه خان والى عنايت و مرحمت آمد . به حكم
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
اين فصل نيز در خم وقايع اين سال عرضه مىافتد ، كه در