تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
دست آوردن دل ايشان به وسيلهء مال ، زيرا مردم پيرو مال‌اند ، هر جا مال باشد ايشان هستند ، و هر جا برود با آن مىروند . يكى از پادشاهان به حكيمى گفت : در چه صورت اعتماد به دشمن از حزم و هوشيارى است ؟ گفت : هر گاه در كارى با وى مشورت كنى كه به سود تو و اوست . مسلمة بن عبد الملك [ 1 ] گفته است : من از پيروزيى كه با عجز آغاز شود شادمان نشده‌ام ، و از شكستى كه ابتدايش با حزم و هوشيارى است پشيمان نگشته‌ام .

آنچه بر پادشاه فاضل فرض است

از جمله چيزهايى كه بر پادشاه فاضل فرض و لازم است ، اين است كه دربارهء اسرار دورانديش باشد ، و آن را نگاهدارى نمايد ، و از فاش شدن و انتشارش جلوگيرى كند ، و در اين موضوع تأنى كامل لازم است ، زيرا چه بسا كشورى كه به سبب آشكار شدن سرّى ويران شده ، و نفوسى به هلاكت رسيده است ، و نگاهدارى سرّ و كتمان آن از مهمترين چيزهايى است كه انسان بايد بدان توجه نمايد . آنچه در اين باره در حديث آمده اين است كه : « من كتم سرّه ملك امره » يعنى : كسى كه سرّ خويش را كتمان كند بر كار خود مسلط است . و على عليه السلام فرموده است : « الرأى تحصين السرّ » يعنى : نگاهدارى سرّ از خردمندى است . شخصى سرّى را نزد ديگرى فاش كرد ، سپس به دو سپرد كه در كتمانش بكوشد ، و چون مطلب تمام شد از او پرسيد فهميدى ؟ آن شخص گفت : نه بلكه فراموش كردم . عمرو بن عاص گفته است : هر گاه من سرّى را نزد دوستم آشكار نمودم و او سرّ
هامش
[ ( 1 - ) ] ابو سعيد مسلمة بن عبد الملك بن مروان كه به سبب زردى رنگش او را جرادة الصفرا مىناميدند ، وى مردى شجاع بود و فتوح بسيارى در روم كرد ، و چند ماهى نيز ولايت عراق را به عهده داشت . المعارف ابن قتيبه ص 57 .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 79 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )