تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
حاجت بدان استوار كند ، و پيش‌آمد بزرگ و مهم را قبل از وقوعش تدارك نمايد . به اسكندر گفتند : نشانهء دوام سلطنت چيست ؟ گفت : پيروى از احتياط و جدّ نمودن در همهء كارها . گفتند : علامت زوالش چيست ؟ گفت : هزل در كار سلطنت . انوشيروان گفته است : حزم و احتياط ، نگاه داشتن چيزى است كه بر عهده دارى ، و ترك چيزى كه از آن بىنيازى . ديگرى گفته است : با احتياطترين پادشاهان كسى است كه به كار خود مسلط باشد ، و به خصلت‌هاى خويش توجه كند ، و شهوتش را پايمال نمايد ، و چيزهاى نامأنوس را از خود دور و آن را سركوب سازد . نيز گفته‌اند : شايسته است كه آغاز امر پادشاهى با احتياط توأم باشد ، و چون كار استوار شد كوشش و سعى به كار رود . به يكى از فضلاى ملوك گفتند : مىبينيم هر گاه كسى بر تو وارد مىشود نشستن با او را طولانى مىكنى . چه بسا وى صلاحيت اين امر را نداشته باشد ؟ گفت : حقيقت حال شخص در يك مجلس و دو مجلس آشكار نمىشود ، در اين صورت من همنشينى با او را طول مىدهم و در چندين مجلس وى را مىآزمايم ، اگر شخصى فاضل بود او را برمىگزينم ، و اگر ناقص بود وى را رها مىكنم . ديگرى گفته است : روا نيست كسى حزم و هوشيارى را بدان جهت كه عاجزى به پيروزى رسيده است رها كند ، و نه آنكه حزم و احتياط را از دست بدهد كه شخصى با حزم و احتياط گرفتار شكستى شده است . نيز گفته‌اند كسى را كه حزم و هوشيارى پيش نبرد ، عجز و ناتوانى او را به عقب مىاندازد . به عبد الملك بن مروان گفتند : هوشيارى چيست ؟ گفت فريفتن مردم و به