پى بردن به ميزان پيشرفت و شكيبايى آنها بر پى در پى دويدن است . نيز حركت در شكار حركتى ورزشى است ، و به هضم غذا كمك مىكند ، و صحت مزاج را نگاه مىدارد . ديگر برترى گوشت شكار بر ساير گوشتهاست ، زيرا به سبب ترس و اضطراب حيوان از سگ و باز شكارى حرارت غريزى او به جوش مىآيد ، و به حرارت بدن انسان مىافزايد .
يكى از حكما گفته است : بهترين گوشتها گوشتى است كه سگ و باز شكارى آن را به اضطراب و پريشانى افكنده باشند . ديگر پيشآمدهاى جالبى است كه در شكار به وقوع مىپيوندد و بعضى از آن قبلا ذكر شد .
خوشگذرانىهاى يزيد
يزيد بن معاويه از پرشورترين مردم نسبت به شكار بود ، و پيوسته با آن سر و كار داشت ، و دستبرنجنهاى طلا به دست و پاى سگهاى شكارى مىآويخت ، و جلهاى زربفت به آنها مىپوشانيد ، و براى هر سگى يك غلام گماشته بود كه او را خدمت كند .
گويند عبيد اللّه بن زياد مردى از اهل كوفه را به چهارصد هزار دينار جريمه كرد ، و مال را در صندوق بيت المال سپرد ، آن مرد نيز از كوفه رهسپار دمشق شد تا از عبيد اللّه به يزيد شكايت كند ، و دمشق در آن روزگار پايتخت بود . چون به دمشق رسيد از يزيد سراغ گرفت ، به دو گفتند در شكارگاه است ، آن مرد نخواست هنگامى كه يزيد در دمشق نبود وارد آن شود ، ازينرو خيمهء خود را بيرون شهر زد و به انتظار برگشت يزيد از شكارگاه در آنجا اقامت گزيد . در اين ايام روزى بىخيال در خيمهء خود نشسته بود ديد سگى كه دستبرنجنهاى طلا به دست و پاى او آويخته و جلى كه مبلغى زياد ارزش داشت بر او پوشانده شده داخل خيمه شد ، و از فرط تشنگى و خستگى نزديك بود جان دهد ، مرد دانست كه آن سگ از يزيد