تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
فرسخ بود ، و هر گاه قصد شكار مىكرد اطرافيانش حلقه مىزدند ، و حلقه را همچنان تنگ كرده شكار را مىراندند ، تا آنكه شكار وارد آن زمين مىشد ، و ميان ديوار و دجله قرار مىگرفت ، و راه فرار برايش نمىماند ، و چون شكار به خوبى در آن زمين محصور مىشد معتصم و فرزندان و خويشان و خواص اطرافيانش وارد آن محوطه شده به سهولت دست به كشتار مىزدند ، و به نشاط مىپرداختند ، و هر چه مىخواستند مىكشتند ، و باقيمانده را آزاد مىكردند . گويند : معتصم چندين گورخر را به وسيلهء داغ علامت نهاده آزاد كرد ، زيرا شنيده بود كه عمر گورخر دراز است .

معتصم و شكار

اينجا محل نقل حكايتى شگفت و جالب است : صفى الدين عبد المؤمن بن فاخر ارموى [ 1 ] براى من نقل كرده گفت : مجاهد الدين ايبك دواتدار صغير [ 2 ] گفت : ما زمانى در خدمت خليفه مستعصم باللّه براى شكار بيرون شديم ، و نزديك جلهمه كه قريه‌اى ميان بغداد و حلّه است حلقه زديم ، سپس رفته رفته حلقه تنگ شد ، به قسمى كه سواران ما با دست حيوان را شكار مىكردند ، در اين هنگام در ميان شكارها گورخرى تنومند صيد شد كه داغى بر آن زده شده بود . هنگامى كه آن را خوانديم ديديم داغ از معتصم است ، و چون مستعصم گورخر را ديد وى نيز آن
هامش
[ ( 1 - ) ] صفى الدين عبد المؤمن بن فاخر اديب و شاعر و نويسنده و موسيقىدان و از مقربين نزد مستعصم عباسى و هولاكو و شمس الدين و عطاملك جوينى بود . وى در صفر سال 691 هجرى در زندان درگذشت . ابن شاكر ، فوات الوفيات . [ ( 2 - ) ] دواتدار صغير از خواص بستگان مستنصر ، و سپس در زمان مستعصم از اعاظم رجال درجهء اول مملكت به شمار مىرفت . وى در سال 656 به فرمان هلاكو به قتل رسيد . راجع به دواتدار كوچك و همچنين دواتدار بزرگ مشروحا به تعليقات مرحوم قزوينى بر جهانگشاى ج 3 ص 449 به بعد رجوع شود .