و با خرد ثبات مىپذيرد ، و با شجاعت نگاهدارى مىشود ، و با رياست مىچرخد .
نيز گفتهاند : شجاعت از آن صاحب دولت است .
از وصاياى حكماست كه : جنگ با دشمن خود را آخرين چاره قرار ده ، و فرصت را هر گاه دست داد غنيمت شمار ، و كارها را به كاردان سپار ، هر كس سوار عرابه شود از فرو افتادن در امان نخواهد بود ، و هر كس با شخصى دشمنى كند كه ياراى دشمنى با او را ندارد ، صلاح در آنست كه با وى مدارا و نرمى كند ، و نزد وى زارى نمايد تا از شرش به طريقى خلاص شود .
نيز گفتهاند : شايسته است كه پادشاه با دشمنانش و همچنين با دوستان دشمنانش ملاطفت كند ، زيرا پى در پى نيكى كردن با ايشان سبب از ميان رفتن دشمنى آنان مىشود ، و چنانچه دشمنانش پس از احسان وى در دشمنى خويش پافشارى نمودند همانا بر او ستم روا داشتهاند ، و هر كس بر ديگرى ستم كند خداوند ستمديده را يارى خواهد كرد .
يكى از حكما پادشاهى فاضل را پند مىداد و مىگفت : دنيا ثبات و دوامى ندارد ، و هر چه به زيان تو باشد نمىتوانى با نيروى خود از آن جلوگيرى كنى .
بدى ترسناك است ، و جز شخص خردمند از آن نمىترسد ، و خوبى مايهء اميدوارى است و هر كسى طالب آنست ، و بسيار اتفاق مىافتد كه نيكى از جانب بدى پيدا مىشود ، و بدى از ناحيهء نيكى به وجود مىآيد . و اين مطلب از گفتار خداوند عز و جل گرفته شده است كه :
وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ، وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ .
[ 1 ]
حكايت
اين جا محل نقل حكايتى است : نور الدين [ 2 ] فرمانرواى شام به اسد الدين
هامش
[ ( 1 - ) ] سورهء بقره ، آيهء 215 .
[ ( 2 - ) ] نور الدين محمود بن زنگى : از