و زيورهاى سلطنت و ذخاير سنگين قيمت كه در خزانهء خود در اختيار دارد باشد ، زيرا اينها چيزهاى بىارزشى هستند كه حقيقت ندارند ، و شخص فاضل را نشايد كه گرد آن گردد .
همچنين شايسته نيست پادشاه به نياكان و پدران خود فخر كند ، بلكه بايد فخرش به فضايل و اخلاق و آداب و ساير محاسنى باشد كه تحصيل كرده و برگزيده است .
يكى از توانگران نزد حكيمى به پدران و نياكان ، و زر و زيورهاى گرد - آوردهء خود باليده افتخار مىكرد ، حكيم به دو گفت : اگر در اين چيزها فخر باشد بايد براى خود آنها باشد نه براى تو ، و اگر پدران تو چنان كه گفتى از اشراف و بزرگان بودهاند فخر براى ايشان است نه براى تو .
عسجدى گويد [ 1 ] 2 : يكى از حكما را شيوه اين بود كه هر گاه وصف شخصى را نزد او مىكردند مىپرسيد : اين شخص عصامى است يا عظامى ؟ اگر مىگفتند عصامى است آن شخص به نظرش بزرگ مىآمد ، و اگر مىگفتند عظامى است به دو اعتنا نمىكرد . و مقصود عسجدى از عصامى اشاره به گفتار شاعر است كه مىگويد :
نفس عصام سودت عصاما * و علمته الكر و الاقداما
و صيرته ملكا هماما .
« نفس عصام عصام را بزرگ نموده ، دليرى و يورش به دو آموخته ، وى را پادشاهى بلند همت ساخته است . يعنى وى با عقل و شخصيت خويش رئيس شده است . و مقصودش از عظامى آنست كه وى به پدران و نياكان و استخوان پوسيدههاى ايشان افتخار مىكند .
هامش
[ ( 1 - ) ] اگر مرادش عسجدى شاعر باشد ، وى ابو نظر عبد العزيز بن منصور عسجدى از مشاهير شعرا و سخنوران و متوفى در سال 432 هجرى است . مدرس تبريزى . ريحانة الادب .