عسجدى به يكى از اصحاب ابن عميد ذو الكفايتين [ 1 ] گفت : وزير را چگونه ديدى ؟ گفت : شخصى بدخو ، سست پيمان ، بدگمان به خالق . عسجدى گفت :
پس آن ابهت و شهرت ، و موكب و تجمل ظاهر ، و خانهء با شكوه ، و فرشهاى پر - قيمت ، و غلامان زيبا را به نظر نمىآورى ؟ آن مرد گفت : دولت غير از بزرگوارى ، و سلطنت غير از كرم ، و بهره و نصيب غير از ارجمندى و رفعت است ، كو زائران و بهرهمندان ، كو اميدواران و سپاسگزاران ، كو ستايشگران راستگو ، كو برگشتگان خوشنود ، كو بخششها و تفضلات ، كو خلعتها و تشريفات ، كو هدايا و ميهمانىها ؟
هيهات هيهات كه رياست با ناروايى به چنگ نمىآيد ، و شرف با ياوهسرايى حاصل نمىشود . آيا گفتار شاعر را نشنيدهاى كه مىگويد :
ابا جعفر ليس فضل الفتى * اذا راح فى فرط اعجابه
و لا فى فراهة برذونه * و لا فى ملاحة اثوابه
و لكنه فى الفعال الجميل * و الكرم الاشرف النابه
« اى ابو جعفر ، فضيلت شخص در اين نيست كه همواره بر خود ببالد . و نه در جست و خيز اسب او ، و نه در زيبايى جامهء اوست . بلكه فضيلت مرد در كردار نيك و كرم و بزرگوارى و شرافتمندى اوست . » و مؤلف اين كتاب - كه خداوند كارش را راست آرد ، و از هر زشتى نگاهش دارد - در اين باره گفته است :
ليس فضل الفتى على الناس فى ثو * ب و دار و بغلة و لجام
انما الفضل فى تفقد جار * و نسيب و صاحب و غلام
« برترى شخص بر مردم در جامه و استر و لگام آن نيست ، بلكه فضيلت در
هامش
[ ( 1 - ) ] ابو الفتح على بن محمد بن حسين عميد ، ملقب به ذو الكفايتين ، وزير اديب و فاضل و بلند همت ركن الدولهء ديلمى ، مقتول در سال 366 هجرى است : ياقوت ، معجم الادباء .