تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
كه با توايم پيروزمنديم ! و پس از مدتى كوتاه فتنهء معروف بر پا شد .

آخرين خليفهء خوش‌گذران

مستعصم آخرين خليفه‌اى بود كه به لهو و لعب و شنيدن غنا و موسيقى عشق مىورزيد ، و مجلس وى حتى يك ساعت هم از آن خالى نبود . همچنين ندما و اطرافيانش همگى با وى پيوسته غرق در لذات و خوش‌گذرانى بودند ، و صلاح وى را در نظر نمىگرفتند - چنان كه در امثال آمده است : احمق به فرياد گوش نمىدهد - بدين جهت مردم نامه‌هايى كه در آن انواع تهديدها و اشعار وجود داشت به دو مىنوشتند و آن را در اطراف درهاى دار الخلافه مىافكندند . از جمله اين اشعار بود :
قل للخليفة مهلا * اتاك ما لا تحب ها قد دهتك فنون * من المصائب غرب فانهض بعزم و الا * غشاك ويل و حرب كسر و هتك و اسر * ضرب و نهب و سلب
« به خليفه بگو بس است . چيزى را كه نمىخواستى بر سرت آمد . آگاه باش كه انواع مصيبت‌هاى عجيب بر تو نازل شده است . برخيز و گر نه هلاكت و نابودى تو را فرا مىگيرد . و هم شكست و بىآبرويى و ضرب و غارت و چپاول نصيبت مىشود » . در اين باره يكى از شعراى دولت مستعصمى قصيده‌اى سروده كه اولش اين است :
يا سائلى و لمحض الخير يرتاد * اصخ فعندى نشدان و انشاد وا ضيعة الناس و الدين الحنيف و ما * تلقاه من حادثات الدهر بغداد هتك و قتل و احداث يشيب بها * رأس الوليد و تعذيب و اصفاد
« اى پرسش‌كننده از من كه در جستجوى حقيقتى ، گوش بده كه شناسايى و
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 60 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )