كه با توايم پيروزمنديم ! و پس از مدتى كوتاه فتنهء معروف بر پا شد .
آخرين خليفهء خوشگذران
مستعصم آخرين خليفهاى بود كه به لهو و لعب و شنيدن غنا و موسيقى عشق مىورزيد ، و مجلس وى حتى يك ساعت هم از آن خالى نبود . همچنين ندما و اطرافيانش همگى با وى پيوسته غرق در لذات و خوشگذرانى بودند ، و صلاح وى را در نظر نمىگرفتند - چنان كه در امثال آمده است : احمق به فرياد گوش نمىدهد - بدين جهت مردم نامههايى كه در آن انواع تهديدها و اشعار وجود داشت به دو مىنوشتند و آن را در اطراف درهاى دار الخلافه مىافكندند . از جمله اين اشعار بود :
قل للخليفة مهلا * اتاك ما لا تحب
ها قد دهتك فنون * من المصائب غرب
فانهض بعزم و الا * غشاك ويل و حرب
كسر و هتك و اسر * ضرب و نهب و سلب
« به خليفه بگو بس است . چيزى را كه نمىخواستى بر سرت آمد . آگاه باش كه انواع مصيبتهاى عجيب بر تو نازل شده است . برخيز و گر نه هلاكت و نابودى تو را فرا مىگيرد . و هم شكست و بىآبرويى و ضرب و غارت و چپاول نصيبت مىشود » .
در اين باره يكى از شعراى دولت مستعصمى قصيدهاى سروده كه اولش اين است :
يا سائلى و لمحض الخير يرتاد * اصخ فعندى نشدان و انشاد
وا ضيعة الناس و الدين الحنيف و ما * تلقاه من حادثات الدهر بغداد
هتك و قتل و احداث يشيب بها * رأس الوليد و تعذيب و اصفاد
« اى پرسشكننده از من كه در جستجوى حقيقتى ، گوش بده كه شناسايى و