چيزهاى آسان و سبك است ، پادشاه بايد بداند رياست عروسى است كه كابينش نفس است .
معاويه روزى به لشكر امير المؤمنين على ( ع ) در صفين نظر افكند ، سپس رو به عمرو بن عاص كرده گفت :
هر كس در پى چيزى بزرگ باشد خود را نيز به خطر مىافكند ، اگر من در كارى كه اكنون در پيش گرفتهام بينديشم ، خواهم دريافت كه مرگ در طلب عزت ، خوش عاقبتتر از زندگى با خوارى است . يكى از شعرا گفته است :
هى النفس ان ماتت فقد مات قبلها * كرام و ان تسلم فللحدثان
اذا النفس لم تشره الى طلب العلى * فتلك من الاموات فى الحيوان
« اين است نفس ، اگر بميرد پيش از آن نيكان بسيار در گذشتند ، و اگر سالم بماند دستخوش حوادث است . هر گاه نفس در جستجوى سربلندى نباشد همانا در جمع زندگان مردهاى بيش نيست » .
از عالىترين گفتهها در اين باره گفتار امرئ القيس [ 1 ] است :
و لو ان ما اسعى لادنى معيشة * كفانى و لم اطلب ، قليل من المال
و لكنما اسعى لمجد مؤثل * و قد يدرك المجد المؤثل امثالى
« اگر من براى كمترين معيشت كوشش كنم ، كمترين مال مرا بس است و چيز ديگر نمىخواهم .
ليكن من براى سربلندى و افتخار اصيل كوشش مىكنم . همان سربلندى و افتخارى كه امثال من آن را به دست مىآورند » .
ديگر از چيزهايى كه فضيلت سلطان را كامل مىكند ، اين است كه نيروى
هامش
[ ( 1 - ) ] امرؤ القيس بن حجر كندى : از مشهورترين شعراى جاهليت و متوفى در حدود سال 540 ميلادى است . جرجى زيدان ، آداب اللغة العربية .