عبد الغنى بن درنوس [ 1 ] مىناميدند ، اين شخص در روزگار مستنصر چندان كوشش كرد تا در خانهء خليفه ديدبان يكى از برجهاى آن گرديد ، سپس پيوسته به خوش خدمتى پرداخت تا خود را به فرزند مستنصر يعنى مستعصم آخرين خليفهء عباسى كه در زمان پدر خويش زندانى بود نزديك كرد ، از آن پس همچنان شرط خدمت را نسبت به وى در طول ايام مستنصر به جا مىآورد ، تا آنكه مستنصر زندگى را بدرود گفت ، و فرزندش ابو احمد عبد اللّه مستعصم بر سرير خلافت نشست ، و حق اين ديدبان را به خوبى شناخته او را رئيس ديدبانان قصر كرد ، و پس از چندى او را در داخل خانهء خويش به سمت دربانى برگزيد ، و رفته رفته او را به خود نزديك ساخته مقدمش مىداشت ، تا به جايى رسيد كه هر گاه نزد وزير مىآمد وزير پيش پاى او برمىخاست ، و تا وى نزدش بود مجلس را از عموم مردم خالى مىكرد ، و سبب خلوت نمودن وزير با ابن درنوس اين بود كه ممكن بود ابن درنوس پيامى شفاهى از جانب خليفه براى وزير آورده باشد ، بدين جهت ابن درنوس به نجم الدين خاص ملقب شد ، و از نزديك - ترين مردم به خليفه گرديد .
ابن درنوس چندان منزلت يافته بود كه از صاحب ديوان نزد خليفه جانبدارى مىكرد ، و صاحب ديوان پيشنهادات و مهام امور خويش را به عرض نجم الدين خاص مىرسانيد و از طرفى در هر سال اموالى فراوان براى او مىفرستاد تا در غيابش نزد خليفه او را تمجيد و ستايش كند .
اتفاقا در اين باره ميان من و جمال الدين على بن محمد دستجردانى رحمه اللّه 1 گفتگو شد ، و من رأى مستعصم را در خصوص نيكىهاى وى به ابن درنوس تصويب نموده به جمال الدين گفتم ابن درنوس به مستعصم خدمت كرد ، و حقى از خود بر گردن او
هامش
[ ( 1 - ) ] راجع به ابن درنوس به تعليقات مرحوم قزوينى بر تاريخ جهانگشاى ج 3 ص 476 رجوع شود . در آن جا به تفصيل از وى ياد شده است .