در پى خائن است پشيمانى نيز همراه اوست » .
آنچه براى سلطان ناپسند است
نيز از جمله چيزهايى كه براى سلطان ناپسند است ، زيادهروى و ميل به زنان و فرو رفتن در عشق ايشان و پى در پى خلوت كردن با آنهاست .
و اما مشاورت با ايشان در كارها همانا موجب پيدايش عجز ، و سبب بروز فساد ، و مشعر بر ناتوانى رأى و عقيده است ، مگر آنكه مقصود از مشاورت مخالفت با ايشان باشد ، چنان كه پيغمبر ( ص ) فرموده است :
« شاوروهن و خالفوهن » .
در اين حديث جاى پرسش و پاسخى است ، و آن اين كه اگر كسى بگويد :
هر گاه مراد مخالفت با زنان در آرائشان باشد پس چه سودى در امر به مشاورت با ايشان است ، و در اين صورت بايست گفته مىشد : با زنان بدانچه رأى مىدهند مخالفت كنيد .
اما پاسخ به دو صورت است . يكى آنكه امر اول ( مشاورت ) براى اباحه ، و امر دوم ( مخالفت ) براى وجوب است ، يعنى هر گاه زنان را طرف شور قرار داديد با ايشان مخالفت كنيد .
ديگر اين است كه صواب همواره در مخالفت با آراى ايشان است ، و هر گاه شناختن صواب براى شما مشكل شد با ايشان مشاورت كنيد ، اگر ايشان بدان امر ميل نمودند بدانيد كه صواب در خلاف آن است . پس با اين بيان فايدهء امر به مشاورت با ايشان آشكار مىشود ، و در حقيقت بدين وسيله راه صواب نمايان مىگردد .
گويند زمانى براى عضد الدوله فنا خسرو بن بويه چنين پيش آمد كه زنى از كنيزكان وى دلش را ربود ، و عشق آن زن بر وى غالب شد ، چندانكه از تدبير امور كشور باز ماند ، و خلل در كارهايش وارد آمد ، در اين هنگام وزيرش با او خلوت كرده