تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
صورت چيزى هم از حق من خواهى كاست ؟ عمر گفت : نه . آن مرد گفت : پس به اين دوستى جز زنان شادمان نخواهند شد .

شناختن نعمت خدا وظيفهء سلطان است

بر پادشاه لازم است اين نعمت خداوند را بشناسد كه وى را از ميان ساير خلق براى مرتبهء بلند پادشاهى برگزيده است ، و نيز چنين مقرر داشته كه ديگران از وى بترسند ولى او از ديگران بيم نداشته باشد . پس بايد پيوسته اين نعمت را به ياد داشته سپاسگزار آن باشد . اما به ياد داشتن آن براى امتثال فرمان خداوند تعالى است كه فرموده است :
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
[ 1 ] و اما سپاسگزارى ، براى درخواست نعمت بيشتر است ، زيرا كه خداوند فرموده است :
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
[ 2 ] . نيز واجب است كه ميان پادشاه و پروردگارش معامله و سر و سرّى وجود داشته باشد كه جز خداوند كسى بر آن آگاه نباشد ، و همين معاملهء نهانى است كه از - پيش‌آمدهاى بد جلوگيرى مىكند . و اصل اين گفتار نزد همهء ارباب ملل و اديان مورد قبول و نزد حكما نيز پذيرفته و مقبول است ، نهايت بايد آن را بر حسب اعتقاد هر يك از ايشان در اين معنى تأويل كرد . نيز لازم است پادشاه دعاهايى داشته باشد كه با آن به مناجات پروردگار خويش بپردازد ، و مفاد اين دعاها بايد طورى باشد كه شايستهء پادشاهان باشد ، و به كار عوام نيايد . بد نيست در اين جا جمله‌اى چند از اين گونه دعاهاى سلطانى بياورم ، و اين از چيزهايى است كه من شخصا ابتكار كرده‌ام ، و گمان ندارم تاكنون كسى بدين معنى پى برده باشد :
هامش
[ ( 1 - ) ] سورهء ضحى ، آيهء 11 . [ ( 2 - ) ] سورهء ابراهيم ، آيهء 7 .