تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥

دعاى سلطانى

اللهم انى أبرأ اليك من حولى و قوتى ، و ألجا الى حولك و قوتك ، أحمدك على ان اوجدتنى من العدم ، و فضلتنى على كثير من الامم ، و جعلت فى يدى زمام خلقك ، و استخلفتنى على أرضك ، اللهم فخذ بيدى فى المضايق ، و اكشف لى وجوه الحقايق ، و وفقنى لما تحب ، و اعصمنى من الزلل ، و لا تسلب عنى ستر احسانك ، و قنى مصارع السوء ، و اكفنى كيد الحساد ، و شماتة الاضداد ، و الطف بى فى سائر متصرفاتى ، و اكفنى من جميع جهاتى ، يا ارحم الراحمين » . يعنى : پروردگارا بيزارى مىجويم نزد تو از نيرو و قدرت خودم ، و پناه مىبرم به قدرت و نيروى تو . تو را مىستايم به سبب آنكه مرا از عدم به وجود آوردى ، و بر بسيارى از مردمان برترى دادى ، و زمام خلق خويش را در دست من نهادى ، و مرا در روى زمين به جانشينى خود برگزيدى ، پروردگارا مرا در تنگناها دستگيرى كن ، و روى حقيقت را به من بنما ، و مرا بدانچه دوست دارى موفق كن ، و از لغزش‌ها بازم دار و پوشش احسان خويش را از من بر مگير ، و مرا از گزند پيش‌آمدهاى بد نگاه دار ، و كيد حسودان و سرزنش بدخواهان را از من بر طرف كن ، و بر من در ساير امور لطف نما ، و از هر جهت نگهدارم باش ، اى بخشنده‌ترين بخشندگان . و چه نيكوست كه پادشاه فاضل ، فضلاى رعيت خويش را گرامى دارد ، و آنان را به نيكى و احسان خويش اختصاص دهد . يكى از حكما گفته است : مردان را جز آن نشايد كه در خدمت پادشاهان باشند و گرامى ، يا در كنار عابدان و از دنيا گذشته ، مانند فيل كه شايسته نيست جز آنكه در يكى از دو جا ديده شود : يا در بيابان‌ها به صورت وحشى زيستن ، و يا نزد پادشاهان و مركب ايشان بودن . چنان كه شاعر گفته است :
كمثل الفيل اما عند ملك * و اما فى مراتعه منيعا