بنا بر اين هر چه سوگند را زيادتر كند مردم بيشتر او را تكذيب مىكنند ، و پادشاه از اين گونه پستيها به دور ، و قدر و منزلتش از اينها بالاتر است .
ديگر از خصالى كه سزا نيست در پادشاه باشد تندى و شتاب است ، زيرا چه بسا كارى كه از پادشاه سر مىزند و سپس از آن پشيمان مىگردد ؛ آنگاه كه پشيمانى سودى ندارد ، و اتفاقا بيشتر اشخاص تند و شتابكار زودتر از ديگران برگشته پشيمان مىشوند . ازينروست كه پيغمبر ( ص ) فرموده است :
« خير أمتى حدادها »
يعنى : بهترين امت من اشخاص تند و با حدتاند [ 1 ] .
ديگر از خصالى كه نبايد در پادشاه باشد ، اضطراب و اندوه و دو دلى است ، و اين از زيانمندترين امور و موجب تباهى حال پادشاه است .
حقوق پادشاه
بدانكه پادشاه بر رعيت حقوقى دارد ، و رعيت را نيز بر پادشاه حقوقى است .
اما حقوقى كه پادشاه بر رعيت دارد و رعايت آن لازم است ، يكى طاعت است ، و طاعت همانا اصلى است كه صلاح امور جمهور مردم بدان انتظام مىيابد ، و پادشاه بدين وسيله حق ضعيف را از قوى مىگيرد ، و از روى عدل قسمت مىكند .
آنچه در قرآن در تأكيد اين مطلب آمده اين آيهء مشهور است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
[ 2 ] . و از امثال مشهور است : لا أمرة لمن لا يطاع . يعنى : كسى كه فرمانش را نمىپذيرند فرمانروايى ندارد .
ناگفته نماند كه در تاريخ و در احوال گذشتگان سابقه ندارد كه دولتى از دولتها مانند دولت نيرومند مغول مورد اطاعت لشكريان و رعايا بوده باشد . و در حقيقت طاعت لشكريان و رعاياى مغول نعمتى است كه نصيب هيچيك از دولتها نشده است .
هامش
[ ( 1 - ) ] شايد از آن رو كه همواره از كردارهاى خود كه مقرون به شتاب و احيانا توأم با اشتباه است پشيمان مىشوند .
[ ( 2 - ) ] سورهء نساء ، آيهء 63 .