تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
هنگامى كه وقعهء بدر فرا رسيد ، پيغمبر ( ص ) با گروهى از مسلمانان از مدينه خارج شدند ، چون به بدر رسيدند . جايى فرود آمدند كه آب نبود ، در اين هنگام يكى از اصحاب برخاسته گفت : يا رسول اللّه فرود آمدن تو در اين جا به دستور خداوند است يا از ناحيهء خودت ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود : آرى از ناحيهء خودم است . آن مرد گفت يا رسول اللّه صواب آنست كه از اين جا كوچ كنى و كنار آبى رحل اقامت افكنى تا ما از تشنگى هراس نداشته باشيم ، و هر گاه مشركين وارد شوند به آب دسترسى نداشته باشند . و همين سبب پيروزى ما بر ايشان خواهد شد . پيغمبر ( ص ) فرمود : راست گفتى و سپس دستور داد از آن جا حركت كرده كنار آبى فرود آمدند . متكلمين در اين باره كه خداوند تعالى به پيغمبرش دستور مشاورت داده ، با آنكه خود او را مؤيد و موفق ساخته است اختلاف نموده‌اند ، و در اين خصوص چهار وجه به نظر مىرسد : اول آنكه پيغمبر ( ص ) براى بدست آوردن دل صحابه و خوش آمد ايشان به مشاوره مأمور شده است . دوم آنكه مأمور شده است هنگام جنگ با صحابه مشاورت كند تا رأى صحيح را به دست آورده بدان عمل نمايد . سوم آنكه در خصوص امورى كه داراى نفع و مصلحت است مأمور به مشاوره شده است . چهارم آنست كه به مشاوره مأمور شده است تا مردم نيز از وى پيروى كنند ، و اين در نزد من صحيح‌ترين و پسنديده‌ترين وجوه است . گفته‌اند : خطاى با مشورت بهتر از صواب با استبداد و خودكامگى است . صاحب كليله و دمنه گفته است : پادشاه ناچار از داشتن مستشارى مورد اطمينان است كه همواره سرّ خويش را با او در ميان نهد ، و در رأيش معاون او باشد ، زيرا طالب