دوران مستضيء و وزرايش سپرى شد ، و پس از وى پسرش امام ناصر لدين اللّه ابو العبّاس احمد بن مستضيء به خلافت رسيد .
خلافت ناصر لدين اللّه
در سال پانصد و هفتاد و پنج با ناصر به خلافت بيعت شد . ناصر از اعيان و برجستگان خلفا به شمار مىآمد . وى مردى آزموده و بينا به امور و سياستمدار و با هيبت و مبارز و كاردان و دلير و توانا و تيز خاطر و گزيدهگو و سخت هوشيار و زيرك و بليغ بود . در دانش و فهم نظير نداشت . با علما مانند دانشمندى آگاه گفتگو مىكرد ، و به كارهاى سلطنت همچون شخصى بينا و بصير رسيدگى مىنمود .
ناصر به آراى اماميّه اعتقاد داشت .
دوران خلافت وى طول كشيد ، و فرمانروايى يكسره از آن او شد . ناصر رسيدگى به احوال رعيّت را دوست مىداشت ، تا جايى كه شبها در محلّات شهر بغداد گردش مىكرد تا از حال رعيّت ، و آنچه ميان ايشان مىگذرد آگاه شود .
ارباب مناصب و افراد رعيّت جملگى از وى بيم داشتند و پرهيز مىكردند ، چندان كه مىپنداشتند ناصر در خانهء خود از حال ايشان با خبر است . نيز جاسوسها و خبرچينان وى نزد سلاطين و در اطراف بلاد بسيار بودند ، و ناصر در اين گونه امور داستانهايى جالب و غريب داشت . وى كتابهايى چند نيز تأليف كرد .
حديث نبوى ( ص ) را سماع نمود ، و براى ديگران بيان كرد ، و لباس فتوّت پوشيد ، و آن را به ديگران پوشانيد ، و گروه بسيارى در شرق و غرب عالم بر اثر او پا در دايرهء فتوّت نهادند . همچنين وى گروههاندازى ماهر بود ، و مردمى بسيار در اين خصوص از وى پيروى مىكردند . خلاصه ناصر يگانهء دوران و مرد روزگار خويش بود .