تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
كه وزير خواست نامه را بگيرد آن مرد برجسته كاردى را كه در دست داشت بر - گردن او فرود آورد ، آنگاه شخص ديگر از جانب ديگر برجسته كاردى به تهى گاه وزير فرو برد ، و سپس شخص سوّم با كارد كشيده پيش آمد ولى به وزير دست نيافت . در اين هنگام مردم بر سر آن سه نفر ريخته ايشان را كشتند ، وزير نيز درگذشت ، و نماز بر او خوانده همان جا دفنش كردند . گويند : آن سه نفر كه وزير را كشتند از باطنيان جبل السّماق [ 1 ] بودند . شخصى از اهل قطفتا نقل كرده گويد : من دو ساعت پيش از كشته شدن وزير به مسجدى در آن نزديكى رفتم ، و سه مرد را آن جا ديدم كه دو نفرشان ايستادند و سوّمى را نزديك محراب خوابانده نماز ميّت بر او خواندند ، سپس شخص خوابيده برخاست و ديگرى خوابيد ، و دو نفر ديگر بر او نماز خواندند ، همچنين سوّمى تا آنكه همگى بر يك ديگر نماز خواندند ، و من ايشان را مىديدم ولى آنها مرا نمىديدند . من از كار ايشان در شگفت شدم ، چون وزير كشته شد ، و آن سه نفر نيز به قتل رسيدند من به صورت ايشان نگريستم ديدم همان سه نفر بودند كه در مسجد بر يك ديگر نماز گزاردند .

وزارت ظهير الدّين ابو بكر منصور بن ابى القاسم نصر بن عطار :

وى در آغاز كارش بازرگان بود ، سپس با دولتيان درآميخت ، و مورد توجّه مستضيء واقع شد ، و مستضيء او را وزير خويش كرد . ظهير الدّين وجودش بر رعيّت گران بود ، ازينرو وى را دشمن مىداشتند . او همچنان در وزارت ماند تا آنكه مستضيء درگذشت ، و ناصر به خلافت رسيد . ظهير الدّين آخرين وزير مستضيء بود .
هامش
[ ( 1 - ) ] جبل السماق : كوهى است از توابع حلب ، و در دامنهء آن شهرها و قريه‌ها و قلعه‌هاى آباد و بسيارى وجود دارد كه عموم سكنهء آن از اسماعيليه و ملاحده مىباشند . ياقوت : معجم البلدان .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 431 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )