نقل كردهاند كه امير المؤمنين على ( ع ) هنگامى يكى از خدمتگزاران خويش را فرا خواند و پاسخى نشنيد ، سپس چندين بار ديگر او را صدا زد و او جواب نداد ، در اين هنگام شخصى بر على ( ع ) وارد شده گفت : يا امير المؤمنين وى نزديك در ايستاده صداى تو را مىشنود ولى جواب نمىدهد .
چون خادم حاضر شد على ( ع ) به دو گفت : مگر صداى مرا نشنيدى ؟ گفت : آرى شنيدم ! على ( ع ) گفت : پس چرا پاسخ ندادى ؟ گفت : از بازخواست تو ايمن بودم ، على ( ع ) گفت : خدا را سپاس كه مرا آن چنان آفريد كه خلق از من در امان باشند .
چه خوش گفته است ابو نواس [ 1 ] دربارهء هارون الرشيد :
قد كنت خفتك ثم آمننى * من ان اخافك خوفك اللّه
« من پيوسته از تو مىترسيدم ، ولى ترس تو از خدا مرا از ترسيدن از تو ايمن كرد . » ليكن بايد گفت كه رشيد از خداوند نمىترسيد ، زيرا رفتارش با بزرگان دودمان على ( ع ) كه فرزندان دختر پيغمبر ( ص ) به شمار مىآمدند ، بدون آنكه جرمى مرتكب شوند خود دليل نترسيدن رشيد از خداوند متعال بود ، و ليكن ابو نواس در گفتار خود به عادت شعرا اين شيوه را پيش گرفته بوده است .
عفو از گناهان
ديگر عفو از گناهان ، و درگذشت از لغزشهاست . و اين از بزرگترين - خصلتهاى نيك است . و به وسيلهء آن دلها ربوده مىشود ، و نيتها پاك مىگردد .
از جمله آياتى كه در تأكيد اين مطلب در قرآن آمده ، گفتار خداوند متعال است :
وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ
[ 2 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ] ابو نواس ، حسن بن هانى شاعر معروف و بذلهگوى دربار هارون الرشيد متوفى در سال 198 . جرجى زيدان ، آداب اللغة العربيه .
[ ( 2 - ) ] سورهء نور ، آيهء 23 .