تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
با هر يك از دانشمندان كه بر او وارد مىشدند مانند خردمندى هوشيار و ورزيده به گفتگو و مذاكره مىپرداخت ، در حالى كه وى به علوم آشنايى نداشت ، و در راه كسب آنها چندان كوششى نكرده بود . نيز بدر الدين لؤلؤ حاكم موصل با آنكه امى بود ، و از خواندن و نوشتن بهره‌اى نداشت ، بر اثر مجالست زياد با فضلا ، و بحث در اشعار و حكايات ، معانى دلپسند استنباط مىكرد ، و بر نكته‌هاى لطيف آگاهى داشت . نيز عز الدين عبد العزيز بن جعفر نيشابورى ( رض ) به سبب مجالست با اهل فضل و معاشرت فراوان ايشان با وى ، همواره با معانى دلپسند آشنايى داشت ، و لغزها و چيستان‌هاى مشكل را زودتر از آنها مىگشود ، حال آنكه وى بهره‌اى از علم نداشت و جز اين كه خود را مردى فاضل نشان دهد كارى از او ساخته نبود ، و اين امر حتى بر صاحب علاء الدين [ 1 ] نيز پوشيده بود . چنان كه زمانى ابن كبوش شاعر بصرى دو بيت دربارهء صاحب گفت و آن را به عبد العزيز مذكور نسبت داد . آن دو بيت اين است :
عطا ملك عطاؤك ملك مصر * و بعض عبيد دولتك العزيز تجازى كل ذى ذنب بعفو * و مثلك من يجازى او يجيز
« اى عطا ملك پادشاهى مصر عطاى تو ، و عزيز مصر يكى از بندگان دولت تو است . هر گناهى را با عفو پاداش مىدهى ، و كيست كه مانند تو پاداش و جايزه دهد » . عبد العزيز آن را در حضور صاحب انشاد كرد ، و به خود نسبت داد ، و اين امر همچنان
هامش
[ ( 1 - ) ] علاء الدين عطا ملك بن محمد جوينى صاحب ديوان در دولت مغول ، و مؤلف تاريخ جهانگشاى جوينى متوفى در سال 681 است . وى برادر بزرگ‌تر خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان و مردى بسيار فاضل و كامل بوده است . آثار الوزرا عقيلى ص 276 . و اين رباعى از عطاملك جوينى است :ابادية الاعراب عنى فأننى * بحاضرة الاتراك نيطت علائقى و اهلك يا نجل العيون فأننى * بليت بهذا الناظر المتضايقنقل از : فوات الوفيات ابن شاكر ج 2 ص 76 .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 20 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )