سال و يك ماه بود ، سپس در سال چهار صد و هشتاد و سه زندگى را بدرود گفت .
وزارت رئيس الرؤساء على بن حسين بن احمد بن محمّد بن عمر بن مسلمه
رئيس الرّؤساء پيش از ابن جهير وزير قائم بود ، و به سبب او بود كه فتنهء بساسيرى رخ داد . رئيس الرّؤساء پيش از وزارت از جمله كسانى بود كه در بغداد به عدالت مشهور بود ، و با فقه و دانش و روايت حديث انس و آشنايى داشت . از آن پس كارش بالا گرفت ، و منزلتى بزرگ يافت . آنگاه ميان او و ابو الحارث بساسيرى كه يكى از امراى ترك بود فتنهاى برخاست كه بساسيرى ناچار از گريختن شد .
پس از مدّتى بساسيرى لشكريانى گرد آورده آهنگ بغداد كرد و بدانجا روان شد ، و بر ابن مسلمه رئيس الرّؤساء دست يافته او را عقوبت كرد . از جمله رفتارى كه بساسيرى با رئيس الرّؤساء كرد اين بود كه چندى وى را زندانى نمود ، سپس او را بيرون آورده در غل و زنجير نهاد ، و جبّهاى از پشم و كلاهى دراز از نمد سرخ به دو پوشانيد ، و گردنبندى كه تكّههايى از چرم مانند تعاويذ و ادعيه بر آن آويخته بود ، به گردنش افكند ، سپس او را بر خرى نشانده در محلّات بغداد گرداند ، در اين وقت شخصى دنبال وى مىرفت و پى در پى او را زده نامش را مىبرد و به مردم معرّفيش مىكرد .
رئيس الرّؤساء نيز اين آيه را تلاوت مىنمود :
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ
[ 1 ] . چون به محلّهء كرخ رسيد مردم كرخ كفش كهنه و خاشاك بر سرش ريخته آب دهان به رويش افكندند . سپس قدرى برابر دار الخلافه در جانب غربى نگاهش داشتند ، آنگاه وى را به دروازهء خراسان كه دارى در آنجا برپا داشته بودند آوردند ، و از خر پيادهاش كردند ، و او را در ميان پوست گاوى
هامش
[ ( 1 - ) ] سورهء آل عمران . آيه 26 .