سپس ميان عميد الدّوله و سلاطين ايران واقعهاى رخ داد كه ايشان از مقتدى خواستار عزل عميد الدّوله شدند ، و اصحاب خليفه نيز عزل وى را تأييد كردند و خليفه او را از وزارت عزل كرد ، و عميد الدّوله درون دار الخلافه زندانى شد ، و پس از چندى مردهء او را بيرون آورده دفن كردند . عميد الدّوله شعر نيز مىسرود ، از آن جمله اين ابيات است :
الى متى انت فى حلّ و ترحال * تبغى العلى و المعالى مهرها غالى
يا طالب المجد دون المجد ملحمة * فى طيّها خطر بالنّفس و المال
و للّيالى صروف قلّما انجذبت * الى مراد امرئ يسعى بلا مال
« تا كى در جستجوى بزرگى در آمد و شد هستى دانسته باش كه كابين بزرگى بس گرانبهاست . اى كه خواستار مجد و عظمتى ، عظمت و مجد جز با در خطر انداختن جان و مال به دست نخواهد آمد . هم روزگار را گردشهايى است كه با مراد شخصى كه بىمال كوشش مىكند سازش ندارد » .
وزارت ابو شجاع ظهير الدين محمّد بن حسين همدانى
ظهير الدّين مردى ديندار و بسيار اهل خير و نيكى و صدقه بود . زمانى ورقهاى به دست آمد كه ظهير الدّين به حكايت آن تنها در راه خيرات و صدقات مبلغى قريب به صد و بيست هزار دينار صرف كرده بود ، و كسى كه آن ورقه را نوشته بود يكى از ده نفر نويسندهاى بود كه تنها به كار ثبت و نوشتن صدقات ظهير الدّين مىپرداختند .
چون ظهير الدّين مذكور به وزارت رسيد ابن حريرى [ 1 ] صاحب مقامات به دو نوشت :
هامش
[ ( 1 - ) ] ابن حريرى . ابو محمّد قاسم بن على بن محمّد بن عثمان حريرى بصرى صاحب كتاب مشهور مقامات و متوفى در سال 516 هجرى است جرجى زيدان : آداب اللغة العربيه .