رسيد قائم اصحاب خويش را به استقبال او فرستاد ، و سپس خلعتهاى وزارت را به دو بخشيد . فخر الدّوله نيز به نحوى پسنديده امور وزارت را اداره كرد ، زيرا بلاد اطراف عراق كه حكّام آن از دوستان فخر الدّوله بودند جملگى نسبت به خليفه عصيان ورزيده بودند ، فخر الدّوله با ايشان مكاتبه كرده دل آنها را به دست آورد ، آنان نيز خليفه را اطاعت نمودند . پس از چندى فخر الدّوله به سبب كدورتى كه ميان او و نظام الملك ، وزير سلطان رخ داده بود از منصب وزارت عزل شد ، ولى دوباره به وزارت برگشت .
چون فخر الدّوله به منصب خود برگشت ابن فضل شاعر وى را مدح كرده گفت : [ 1 ]
قد رجع الحقّ الى نصابه * و انت من دون الورى اولى به
ما كنت الّا السّيف سلّته يد * ثمّ اعادته الى قرابه
« حق به جاى خود برگشت و تو از همهء مردم به وزارت سزاوارترى . تو همچون شمشيرى هستى كه دستى آن را گرفته كشيد سپس آن را به نيام خود برگرداند » .
چون فخر الدّوله به وزارت برگشت مردم از آمدنش سخت شادمان شدند .
گويند سقّايى به مناسبت برگشت فخر الدّوله گاوى را كه تنها سرمايهاش بود كشته گوشت آن را صدقه داد ، فخر الدّوله نيز استرى با برگ و آلت و مقدارى زر به دو بخشيد .
چون قائم درگذشت فخر الدّوله با خلوصى تمام به پا خاسته براى مقتدى بيعت گرفت . مدّت وزارت فخر الدّوله براى دو خليفه ، قائم و مقتدى پانزده
هامش
[ ( 1 - ) ] ابن خلكان اشعار مذكور را كه از جملهء قصيدهاى نسبتا مفصل است به صردر ، شاعر معروف نسبت داده است . وفيات الاعيان : ذيل ترجمهء فخر الدّوله محمّد بن جهير .