تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
وى را ضبط و ربط كرد ، و قرار سلطنت فرزندش محمود را كه در آن وقت شش ساله بود با مقتدى نهاد ، و خطبه به نام او خوانده شد ، و مقتدى خلعت سلطنت به دو بخشيد . آنگاه سپاه ملكشاه و زبيده خاتون و فرزندش محمود به اصفهان رهسپار شدند ، و خداوند مقتدى را از شر ملكشاه نجات بخشيد . مقتدى در سال چهارصد و هشتاد و هفت ناگهانى درگذشت .

شرح چگونگى وزارت در زمان مقتدى باللّه :

چون با مقتدى به خلافت بيعت شد ، وى فخر الدّين بن جهير وزير پدرش را - كه شرح حال او قبلا نگاشته شد - همچنان در منصب وزارت برقرار داشت .

وزارت پسر فخر الدّوله :

عميد الدّوله محمّد بن محمّد بن محمّد بن جهير : قائم و مقتدى همواره نامه‌هاى خود را به وسيلهء عميد الدّوله نزد سلاطين مىفرستادند عميد الدّوله مردى فاضل و بسيار خردمند بود ، ازينرو خواجه نظام الملك وزير سلطان او را دوست مىداشت ، و مورد توجّه خويش قرار داده مىگفت : چه خوب بود من فرزندى مانند عميد الدّوله مىداشتم ، سپس نظام الملك دختر خود را به همسرى به دو داد ، و او را وزير مقتدى كرد ، و كلّيهء امور را در اختيارش نهاد . مقتدى پس از چندى عميد الدّوله را عزل كرد ، ولى نظام الملك نزد مقتدى وى را شفاعت كرد ، و عميد الدّوله دوباره به وزارت برگشت . ابن هبّاريهء شاعر ، عميد الدّوله را هجو كرده در اين باره گفته است :
لولا صفيّة ما استوزرت ثانية * فاشكر حرا صرت مولانا الوزير به
« اگر صفيّه نبود تو دوباره به وزارت نمىرسيدى ، پس اى مولانا سپاس ( . . . ) را بگزار كه به واسطهء آن وزير شدى » و صفيهء مذكور دختر نظام الملك وزير بود كه عميد الدّوله وى را به همسرى برگزيده بود .