تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
زياد و مملكتى پهناور شد ، و در دربار خلافت پيشرفتى شايان كرد ، و بر مقام خلافت استيلا يافت ، و بالاى منابر به عنوان آن خطبه خوانده شد ، و نام پادشاهان آن روى درهم و دينار نقش گرديد .

آغاز پيدايش دولت سلجوقى :

سلجوقيان طايفه‌اى از ترك‌هاى خزر بودند كه همواره به خدمت پادشاهان ترك اشتغال داشتند . جدّ ايشان سلجوق بود كه آثار نجابت در چهرهء او هويدا و علايم نيك‌بختى و اقبال در رفتارش آشكار بود ، پادشاه ترك وى را مقرّب ساخته به خود نزديك كرد ، و لقب سباشى به دو داد ، و سباشى در لغت ترك به معنى فرمانده سپاه است . سلجوق با همّت بلندى كه داشت سر برافراشت و با خردمندى و كرم دل رجال و بزرگان دولت را به دست آورد ، ايشان نيز در مقابل وى سر اطاعت فرود آوردند . گويند همسر پادشاه ترك به دو گفت : من چنين مىانديشم كه سلجوق سرانجام روزى بر تو چيره خواهد شد . صلاح در آن است كه سلجوق را بكشى زيرا ميل مردم به دو رو به فزونى نهاده است . پادشاه ترك در پاسخ همسر خود گفت : به‌بينم دربارهء او چه بايد كرد ؟ از طرفى سلجوق از قصد پادشاه ترك و تغيير رفتار او با خود چيزى حسّ كرد ، بدين جهت عشيره و تبار و پيروان خود را گرد آورده با ايشان پيمان بست ، و كسانى را كه با وى از در اطاعت درآمدند به سوى خود جلب كرد ، تا آنكه رفته رفته فرمانده بزرگ طايفهء غزان گرديد . و ايشان را حركت داده از بلاد ترك به سرزمين مسلمانان رهسپار شد ، چون بدان جا پاى نهاد اسلام اختيار كرد تا مسلمانان وى را پشتيبانى كنند ، و چراگاه و مسكن در اختيارش بگذارند ، سلجوق با لشكريان خود در آن جا فرود آمد ، و به جنگ با طوايف ترك‌ها كه در اطراف وى بودند پرداخت ، و سپس باج و خراجى را كه هر سال پادشاه ترك از مردم بلاد اطراف او مىگرفت قطع كرد ، و نمايندگان پادشاه