تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
كه موكب پيشاپيش او روان بود از دار الخلافه بيرون آمد . ليكن دوران وزارت عبد الرّحمان چندان طول نكشيد ، و كار وى رو به پريشانى نهاد ، و سپس از وزارت استعفا كرد ، و راضى او را گرفته بازداشت نمود . عبد الرّحمان بن عيسى روشى كه قابل ذكر باشد نداشت .

وزارت ابو جعفر محمد بن قاسم كرخى

چون راضى باللّه عبد الرّحمان بن عيسى را بازداشت كرد ، ابو جعفر محمّد بن قاسم كرخى را به وزارت برگزيد . كرخى مردى بسيار كوتاه قدّ بود ، ازينرو ناچار شدند مقدار چهار انگشت از پايه‌هاى كرسى خلافت را ببرند تا كرخى هنگام مشاورت بتواند با خليفه به گفتگو بپردازد . مردم اين كار را به فال بد گرفته گفتند : بريدن پايه‌هاى تخت خليفه نشانهء آن است كه اين دولت به زودى شكست خواهد خورد ، از قضا چنان شد كه مردم مىگفتند ، زيرا احوال دولت كرخى دگرگون شد ، و كارهايش رو به پريشانى نهاد ، و خود وى نيز پنهان شد . گويند هنگامى كه كرخى خواست پنهان شود خمى آورده سرش را شكستند و كرخى در آن نشست ، سپس خم را برداشته از خانه بيرون بردند . كرخى مدتى چند پنهان بود ؛ و سپس آشكار شد ، و خليفه اموال او را مصادره كرد ، آنگاه رهايى يافت .

وزارت سليمان بن حسن بن مخلد

چون كرخى از ادارهء امور وزارت درماند و پنهان شد ، راضى باللّه سليمان بن حسن بن مخلد را فراخوانده او را به وزارت برگزيد ، و خلعت به دو پوشانيد ، ولى سليمان از تدبير و ادارهء امور عاجز ماند ، زيرا امرا و صاحبان شمشير بر مملكت چيره شده بودند . چون راضى ناتوانى وزير خود سليمان بن حسن بن مخلد را ديد نزد ابن رائق