متقى للّه ابو اسحاق ابراهيم بن مقتدر باللّه به خلافت رسيد .
خلافت متقى للّه
در سال سيصد و بيست و نه با متّقى للّه به خلافت بيعت شد . وى روشى كه قابل ذكر باشد نداشت زيرا كارش رو به پريشانى نهاد ، و مردى از امراى ديلم كه او را توزون [ 1 ] مىناميدند بر متّقى استيلا يافت ، و متّقى از ترس آنكه مبادا جنگى در بغداد رخ دهد و او كشته شود ، پسر و اهل و عيال خود را برداشته به موصل گريخت .
در دوران متّقى جنگها و شورشهايى به وقوع پيوست ، و دار الخلافه غارت شد ، و هر چه در آن بود به يغما رفت . سپس توزون به متّقى نامه نوشته از وى دلجويى و استمالت نمود ، و در نامهء خود سوگندهاى سخت و استوار برايش ياد كرد كه هرگز از جانب وى گزندى به دو نخواهد رسيد ، متّقى نيز فريب خورده از موصل به بغداد آمد ، و به سنديه [ 2 ] در نهر عيسى رسيد ، چون توزون متّقى را ديد زمين ادب در مقابل او بوسيد ، و از طرفى به گروهى از اصحاب خود دستور داد متّقى را محاصره كنند . ايشان نيز وى را محاصره كرده به خيمهء توزون فرود آوردند ، سپس توزون متّقى را گرفته چشمانش را ميل كشيد ، و از خلافت عزلش كرد ، و با مستكفى بيعت نمود .
متّقى در سال سيصد و پنجاه درگذشت .
شرح حال وزارت در زمان متّقى للّه :
متّقى سليمان بن حسن بن مخلد را مدّت چهار ماه در وزارت خويش برقرار كرد . سپس ابو الخير احمد بن محمّد بن ميمون
هامش
[ ( 1 - ) ] توزون از امراى ديلمى بود كه در زمان متّقى كارش بالا گرفت ، و بر خليفه استيلا يافت ، وى در سال 568 درگذشت و در مقابر قريش دفن شد قاضى نور اللّه . مجالس المؤمنين ج 2 ص 423 .
[ ( 2 - ) ] سنديه : قريهاى است ميان بغداد و انبار در كنار نهر عيسى . ياقوت ، معجم البلدان .