منشور سلطنت فارس را به وسيلهء شخصى براى ركن الدوله فرستاد ، و به دو سفارش كرد تا مال معهود را از ركن الدّوله نگيرد خلعت و منشور سلطنت را تسليم وى نكند . چون فرستادهء راضى نزد ركن الدّوله آمد ركن الدّوله وى را فريفت و خلعت را از او گرفته پوشيد ، و منشور سلطنت فارس را در تمام محافل و مجامع علنا خواند ، و بدين وسيله بر نيروى خود افزود . آنگاه فرستادهء خليفه را مدّتى سرگرم ساخته نويد اداى مال را همواره به دو مىداد ، تا آنكه فرستادهء مزبور در فارس درگذشت ، و وضع خلافت نيز دگرگون شده موضوع مال يكباره از ميان رفت ، و ركن الدّوله خودسرانه به سلطنت پرداخت .
عماد الدّوله اوّلين پادشاه آل بويه شد ، و پس از وى يكايك آنان به سلطنت رسيدند تا آنكه دولتشان منقرض شد .
و اما پايان دولت آل بويه :
بايد دانست كه دولت مزبور در پايان كارش رو به ناتوانى نهاد ، و همواره ضعف آن فزونى يافت ، تا آنكه نوبت پادشاهى به عزّ الدّوله پسر جلال الدّوله ابو طاهر رسيد ، و ميان او و كاليجار جنگهايى به وقوع پيوست و كار بدانجا كشيد كه عزّ الدّوله از كاليجار گريخته به شيراز پناه برد ، و در سال چهارصد و چهل و يك درگذشت ، و با درگذشت وى سلطنت آل بويه منقرض شد .
پس از قاهر پسر برادرش راضى باللّه بر مسند خلافت نشست .
خلافت راضى باللّه
وى ابو العبّاس احمد بن مقتدر بن معتضد است ، و در سال سيصد و بيست و دو با وى بيعت شد . راضى مردى خردمند و شاعر و فصيح بود . در ميان خلفا چند چيز به دو ختم شد ، يكى آنكه وى آخرين خليفهاى بود كه شعرش را مدوّن ساختند .
ديگر آنكه آخرين خليفهاى بود كه به تنهايى خلافت را اداره مىكرد ، و آخرين