كه از بزرگترين امراى لشكر به شمار مىآمد فرستاده دل او را به دست آورد ، و كليّهء امور را به عهدهء او نهاد ، و رتبهء امير الامرايى به دو داده وادارش كرد كه مملكت را اداره كند . از آن پس امراى لشكر به ابن رائق پيوسته دستهء واحدى را تشكيل دادند ، و همواره نزد خليفه مىآمدند ، و خليفه ايشان را بالاى دست وزير مىنشاند . ابن رائق أمير الامرا پس از آن به خودكامگى پرداخت ، و عمّال و ناظران را خود تعيين مىكرد . و همهء نامهها از نظر او مىگذشت ، و انجام كليّهء امور با نظر و صوابديد وى بود ، و براى وزير جز نامى باقى نمانده بود و هيچگونه فرمان و تدبيرى نداشت . از اين تاريخ بود كه خلافت عبّاسى مقهور شد ، و كارها از دست خلفا بيرون رفت ، و مردم غير عرب و امرا و صاحبان شمشير بر دولت استيلا يافتند ، و خود مالياتها را گرفته دست خليفه را از آن كوتاه كردند ، و مبلغى ناچيز و قوتى اندك براى او مقرّر نمودند ، و خلاصه امر خلافت از همين روزها رو به ضعف و سستى نهاد .
وزارت ابو الفتح فضل بن جعفر بن فرات
چون ابن رائق امير الامرا بر كارها مسلّط شد به راضى باللّه اشارت كرد فضل ابن جعفر بن فرات را كه مىپنداشت سيل اموال را به سوى او روان خواهد ساخت به وزارت برگزيند ، راضى نيز وى را خواسته به وزارت برگزيد .
ابو الحسن ثابت بن سنان از ابو الحسن علىّ بن هشام نقل كرده كه گفت : چون فضل بن جعفر بن فرات عهدهدار وزارت شد من ابن مقله را كه معزول و پنهان شده بود ملاقات كردم و به دو گفتم : اى سرور من براى تو زشت است كه از ملاقات فضل بن جعفر و تهنيت او به وزارت سر باز زنى ، ابن مقله گفت : از جانب وى در امان نيستم از اين گذشته حاجتى هم ندارم كه با او ملاقات كنم ؛ گفتم پس نامهاى به دو بنويس و بدين وسيله عذر حضور نيافتن خويش را بخواه ، و تهنيت وزارت را به دو بگو تا