تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨

فصل اول در امور سلطنت و سياست ملكدارى

بايد دانست كه اين كتاب اساسا براى بحث دربارهء اصل ملك و حقيقت آن و قسمت شدنش به رياست‌هاى دينى و دنيوى ، از قبيل خلافت و سلطنت و امارت و ولايت و هر چه از اينها كه از روى شرع باشد يا نه ، و همچنين گفتگو در مذاهب اصحاب آرا دربارهء امامت نهاده نشده است ، بلكه موضوع اين كتاب همانا بحث در پيرامون آداب و سياست‌هايى است كه در حوادث و وقايعى كه پيش مىآيد سودمند مىافتد . نيز بحث دربارهء رعيت‌پرورى و كشوردارى و اصلاح اخلاق و روش‌هاست ، و سرآمد گفته‌ها در اين باره آن است كه فرمانرواى فاضل و پسنديده كسى است كه چندين خصلت در او وجود داشته باشد ، و از چندين خصلت به دور باشد . اما خصالى كه شايسته است در او باشد يكى عقل است كه اساس و افضل همهء خصلت‌هاست ، زيرا با عقل است كه دولت‌ها و بلكه ملت‌ها تدبير و اداره مىشوند و همين وصف براى عقل كافى است . ديگر عدل است كه با به كار بردن آن اموال فراوان به دست مىآيد ، و سرزمين‌ها آبادان مىگردد ، و مردان صلاح و شايستگى مىپذيرند . در سال شش صد و پنجاه و شش هنگامى كه سلطان هلاكو بغداد را فتح كرد ،