فصل اول در امور سلطنت و سياست ملكدارى
بايد دانست كه اين كتاب اساسا براى بحث دربارهء اصل ملك و حقيقت آن و قسمت شدنش به رياستهاى دينى و دنيوى ، از قبيل خلافت و سلطنت و امارت و ولايت و هر چه از اينها كه از روى شرع باشد يا نه ، و همچنين گفتگو در مذاهب اصحاب آرا دربارهء امامت نهاده نشده است ، بلكه موضوع اين كتاب همانا بحث در پيرامون آداب و سياستهايى است كه در حوادث و وقايعى كه پيش مىآيد سودمند مىافتد .
نيز بحث دربارهء رعيتپرورى و كشوردارى و اصلاح اخلاق و روشهاست ، و سرآمد گفتهها در اين باره آن است كه فرمانرواى فاضل و پسنديده كسى است كه چندين خصلت در او وجود داشته باشد ، و از چندين خصلت به دور باشد .
اما خصالى كه شايسته است در او باشد يكى عقل است كه اساس و افضل همهء خصلتهاست ، زيرا با عقل است كه دولتها و بلكه ملتها تدبير و اداره مىشوند و همين وصف براى عقل كافى است .
ديگر عدل است كه با به كار بردن آن اموال فراوان به دست مىآيد ، و سرزمينها آبادان مىگردد ، و مردان صلاح و شايستگى مىپذيرند .
در سال شش صد و پنجاه و شش هنگامى كه سلطان هلاكو بغداد را فتح كرد ،