تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
و روش جماعتى از پادشاهان بلاد شرقى ، و در آن عباراتى آورده است كه از فصاحت بهرهء كامل دارد ، و نويسندهء آن اگر ساحر نبوده كاتبى ماهر بوده است ، و مردم عجم بدان عشق مىورزند ، و در طلب آن كوشش مىكنند ، و به راستى اين كتاب مشتمل بر حكمت‌هاى ظريف و دل‌پسند ، و داستان‌هاى لطيف و سودمند است ، و اين اضافه بر فنون بلاغت و انواع فصاحتى است كه در آن به چشم مىخورد . بنا بر اين شايد كسى بگويد مؤلف در وصف كتاب خود مبالغه كرده و تا خواسته كيسهء خود را انباشته است ، و گفته‌اند : « انسان شيفتهء پسر و شعر خويش است [ 1 ] » . ولى اگر غبار چنين شكى بر خاطر كسى بنشيند بايد در كتاب‌هايى كه در اين فن تصنيف شده است تأمل كند ، شايد به كتابى كه در خصوص مطلب مورد نظر جامع‌تر از اين كتاب باشد دست نيابد .

دو فايدهء ديگر

عيسى بن ابراهيم كه همواره پروردگار قرين نصر و عزتش دارد ، و خاطرش را به دوام سعادت شادمان سازد . با هوش سرشار و فضل درخشانى كه در او هست ، خداوند از اين كتاب و امثال آن بىنيازش كرده است ، ليكن گرفتارىهاى حضرتش گاه‌گاهى وى را به اندوه و پريشانى خاطر مىكشاند ، و چون فكر شريفش را به نظر در اين كتاب متوجه مىكند ملال را بدين وسيله از خود دور مىسازد ، و آنچه را كه گرفتاريها سبب فراموشى آن گشته به ياد مىآورد . و من از الطاف خداوند متعال درخواست مىكنم اين كتاب را از دو فايده خالى نگذارد ، يكى از آن دو فايده به من اختصاص دارد ، و آن اين است كه كتاب من در پيشگاه وى مقبول و پسنديده افتد تا من شرمنده نشوم . ديگر به وى اختصاص دارد ، و آن اين است كه سود بردن از اين كتاب را در گفتار و كردار خود از ياد نبرد ، و پروردگار ولى هر نعمت و بخشندهء هر عطاست .
هامش
[ ( 1 - ) ] مثل معروف : المرء مفتون بابنه و شعره .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 17 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )