و جوانمردى سرآمد مردم روزگار بودند . ابو الحسن علىّ بن فرات وزير مقتدر در جود و كرم همتا نداشت ، و زمان وزارتش دوران گرد هم آمدن مردم و بهرهمندى ايشان بود .
چون در روزگار مقتدر فتنه پديد آمد و او خلع شد ، و ابن معتزّ به خلافت رسيد ، و سپس مقتدر بر ابن معتزّ غلبه يافت و دوباره بر مسند خلافت نشست ، به ابو الحسن علىّ بن فرات نامه نوشته وى را فرا خواند ، و به وزارت خويش برگزيد ، و او را خلعت بخشيد . علىّ بن فرات نيز به نحوى شايسته به فرو نشاندن آتش فتنه پرداخت ، و يك روزه دولت را به تصرّف درآورد ، و قوانينى مقرّر ساخت ، و مردم را به سوى خود جلب كرد ، و خلاصه آن روز به شب نرسيد مگر آنكه امر خلافت مقتدر استقرار پذيرفت ، و وضع دولت او ثابت شد .
يكى از شعراى دولت مقتدر در اين باره گويد :
و دبّرت فى ساعة دولة * تميل بغيرك فى أشهر
« تو در يك ساعت به تدبير دولتى پرداختى كه ماهها بود به سوى كس ديگر گرايش داشت » . ابن فرات سه دفعه وزارت مقتدر را عهدهدار شد . گويند هر گاه ابن فرات به وزارت مىرسيد بهاى كاغذ و شمع و يخ ترقّى مىكرد ، زيرا در آن روزها كاغذ و شمع و يخ زياد مصرف مىشد ، چندانكه در بهار و تابستان و پاييز كسى در خانهء ابن فرات جز آب يخ نمىنوشيد . نيز در آن ايّام هيچ كس اعم از بزرگ و كوچك پس از فرا رسيدن مغرب از خانهء ابن فرات بيرون نمىآمد مگر آنكه شمعى نظيف و بزرگ پيشاپيش او روشن بود . همچنين در خانهء ابن فرات اطاقى بود كه به حجرهء كاغذ معروف بود ، و هر كس به كاغذ احتياج داشت آنجا رفته به قدر نياز خود برمىداشت .
از علىّ بن فرات نقل شده كه گفته است : اهتمام من به نيكى دربارهء نيازمندانى