تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
وقايع مذكور در دوران مستضيء خليفهء عبّاسى اتّفاق افتاد ، بدين سبب مژدهء فتح مصر و خواندن خطبه به نام وى در آن جا پى در پى براى مستضيء مىرسيد ، مستضيء نيز در بغداد بساط شادى برپا كرد . و شعرا وى را تهنيت گفتند . سپس مستضيء فرمان سلطنت مصر را براى صلاح الدّين فرستاد . و فرمانروايى آن جا را به دو تفويض كرد . پاكيزه و بىآلايش است خداوندى كه ملك را به هر كس بخواهد مىدهد ، و از هر كس بخواهد مىگيرد .

مرگ مقتدر :

مقتدر پس از چندى خلع شد ، و با عبد اللّه بن معتزّ بيعت به عمل آمد عبد اللّه بن معتزّ فقط يك روز خلافت كرد ، سپس مقتدر بر وى چيره شد و او را گرفته به قتل رسانيد . عبد اللّه بن معتزّ به سبب كوتاهى زمان خلافتش در زمرهء خلفا به شمار نيامد . ميان مقتدر و مؤنس مظفّر كه فرمانده سپاه بود كدورت و عداوتى پديد آمد كه منتهى به جنگ ميان آن دو شد . در آن جنگ مقتدر به قتل رسيد ، و سپس سرش را بريده نزد مؤنس مظفّر بردند ، و جثّه‌اش را همچنان بر سر راه افكندند . اين در سال سيصد و بيست بود .

شرح چگونگى وزارت در زمان مقتدر

چون مقتدر به كرسى خلافت نشست عبّاس بن حسن وزير برادر خود مكتفى را همچنان در وزارت خويش برقرار ساخت . چون عبّاس بن حسن كشته شد ، و ميان مقتدر و عبد اللّه بن معتزّ فتنه برخاست و مقتدر بر او غلبه يافت ، ابن فرات را فرا خواند و او را به وزارت برگزيد .

وزارت ابن فرات :

صولى گويد : خاندان ابن فرات جملگى اهل صريفين از نواحى دجيل‌اند . نيز وى گويد : آل فرات از حيث فضل و كرم و شرف و وفا