تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
« من كه داراى زبانى برنده‌ام و از قبول ستم ننگ دارم هرگز با خوارى در جايى به سر نمىبرم . اباء و حميّت من مرا همچون مرغان بلند پرواز از ستمكشى دور مىسازد . در ديار دشمن به من ستم روا مىشود حال آنكه در مصر خليفه‌اى علوى وجود دارد . در آن هنگام كه بيگانگان حقّ مرا پايمال مىكنند كسى خليفه است كه پدرش پدر من و خويشانش خويشان من‌اند . سرور همهء مردم يعنى محمّد ( ص ) و على ( ع ) ريشهء مرا با ريشه او به هم پيوسته است . در آن محيط خوارى من عزّت و در آن سرزمين تشنه‌كامى من همچون سير آبى است » . اوّلين خليفهء علوى مهدى باللّه نام داشت ، وى ابو محمّد عبيد اللّه بن احمد بن اسماعيل ثالث بن احمد بن اسماعيل ثانى بن محمّد بن اسماعيل اعرج بن جعفر الصّادق ( ع ) بود . نسب ايشان به صورت ديگر نيز نقل شده است ، و در آن اختلاف بسيار است . امّا آنچه مسلّم است اين است كه ايشان علوى و اسماعيلى هستند ، و اتّصال ايشان به على ( ع ) صحيح و درست است ، و صورت نسبى كه در بالا ذكر شد همانا مورد اعتماد و اتّكاست ، و مشايخ نسّابين نيز همان را با خطّ خود نوشته‌اند . مهدى مذكور در زمان خود از رجال بنى هاشم به شمار مىآمد . گويند وى در سال دويست و شصت در بغداد ، و به قولى در سلميّه [ 1 ] به دنيا آمد ، سپس در زىّ بازرگانان وارد مصر شد ، و در مغرب امر خود را آشكار ساخت ، و مردم را به سوى خويش فرا خواند ، مردم نيز به دو توجّه نموده خلق بسيارى وى را پيروى نمودند ، و به دو به عنوان خلافت سلام كردند ، تا آنكه رفته رفته نيرومند شد ، و
هامش
[ ( 1 - ) ] سلميه : شهركى است از توابع حماه و حمص در كنار بيابان . ياقوت : معجم - البلدان .