تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
بايد دانست كه دولت مقتدر باللّه دولتى بسيار پريشان و درهم ريخته بود ، زيرا وى كودك بود ، و مادر و زنان و خدمتگزارانش بر او تسلّط داشتند ، و در حقيقت امور دولت وى با تدبير زنان و خدمتگزارانش اداره مىشد ، و مقتدر همواره به لذّات خود مشغول بود ، ازينرو مملكت در زمان وى رو به ويرانى نهاد ، و خزانه تهى شد ، و اختلاف كلمه پديد آمد ، و بر اثر آن مقتدر خلع شد ، و دوباره بر سر كار آمد ، و سپس به قتل رسيد . در اين اوقات بود كه دولت فاطمى در مغرب به ظهور پيوست .

دولت فاطمى

شرح حال دولت علوى و آغاز و پايان آن به طور اختصار : دولت علوى دولتى بود كه دامنهء كشورش پهناور و مدّت فرمانروايىاش طولانى بود ، زيرا آغاز آن در سال دويست و نود و شش از هنگامى كه مهدى در مغرب ظهور كرد ، و پايانش در سال پانصد و شصت و هفت بود . دولت مذكور چندان وسعت يافت كه نزديك بود حكومت آن عالمگير شود ، و همهء ملل جهان در مقابلش سر تسليم فرود آوردند . شريف رضى موسوى ( رض ) در اشعار خود به همين عظمت و اهميّت اشاره كرده گويد :
ما مقامى على الهوان و عندى * مقول قاطع و انف حمىّ و أباء محلّق بى عن الضّ * يم كما زاغ طائر وحشىّ احمل الضّيم فى بلاد الأعادى * و بمصر الخليفة العلوىّ من ابوه ابى و مولاه مولا * ى اذا ضامنى البعيد القصىّ لفّ عرقى بعرقه سيد النّا * س جميعا محمّد و علىّ انّ ذلّى بذلك الجوّ عزّ * و أوامى بذلك الرّبع رىّ