تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
از بول او شفا مىجستند . وى به اصحابش مىگفت : شما موسى و عيسى و محمّد و آدميد و ارواح آنان به شما منتقل شده است . چون رفته رفته فساد از ناحيهء حلّاج نشر يافت مقتدر به وزيرش حامد بن عبّاس فرمان داد وى را حاضر كند ، و روياروى با او به گفتگو بپردازد . حامد بن عبّاس نيز حلّاج را فرا خواند ، و با حضور ائمّه و قضات وى را محاكمه كرد ، و حلّاج به چيزهايى اعتراف نمود كه موجب قتلش شد ، سپس هزار تازيانه به دو زدند تا بميرد ولى حلّاج نمرد ، آنگاه دست‌ها و پاها و سر وى را بريدند ، و تنش را در آتش افكنده سوزاندند . هنگامى كه مىخواستند حلّاج را بكشند ، وى به اصحابش گفت : اين پيش‌آمد شما را بيمناك نكند ، زيرا من پس از يك ماه نزد شما برمىگردم . نيز گويند وى پيش از كشته شدنش اين ابيات را خواند :
طلبت المستقرّ بكلّ ارض * فلم أر لى بارض مستقرّا اطعت مطامعى فاستعبدتنى * و لو انّى قنعت لكنت حرّا
« من همواره در جستجو بودم كه سرزمينى را براى آرميدن خود برگزينم ، ولى چنين جايى را نيافتم . من به چيزهايى طمع ورزيده در پى آن شدم لاجرم به دام افتادم ، و چنانچه قناعت مىكردم مردى آزاده بودم » . قتل حلّاج در سال سيصد و نه روى داد ، و قبر وى در جانب غربى بغداد ، نزديك بقعه‌اى است كه مىگويند به معروف كرخى [ 1 ] ( رض ) تعلق دارد . در اين ايّام قرامطه حجر الاسود را ربودند ، و آن بيش از بيست سال در دست ايشان بود تا آنكه با وساطت شريف يحيى بن حسين بن احمد بن عمر بن يحيى بن حسين بن زيد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابى طالب ( ع ) به جايش برگردانده شد .
هامش
[ ( 1 - ) ] ابو محفوظ معروف بن فيروز كرخى بغدادى از مشاهير عرفا و از كبار مشايخ صوفيه است و متوفى بين سال‌هاى 200 - 206 هجرى است مدرس تبريزى ، ريحانة الادب .